رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣١
است امام در چنگال شهوتها و هوسها اسير گردد، با اينكه او به خوبى مىداند كه لذات اين جهان زود گذر در برابر آنچه خداوند در سراى ديگر براى پرهيزكاران معين فرموده، قابل مقايسه نيست ...»
از اين حديث به خوبى روشن يم شود كه سرچشمه عصمت امام (عليه السلام) در نظر هشام- آن مرد دانشمند كم نظيرى كه در حقيقت در دامان امام صادق (عليه السلام) پرورش يافته- همان محكوم بودن عوامل معصيت در وجود امام است، به عبارت ديگر، در نهاد پيامبر يا امام، تمام غرايز انسانى وجود دارد، اما هرگز اين غرايز طغيان نمىكنند و عامل گناه نمىشوند، زيرا زمينهاى براى طغيان آنها در وجود پيامبر و امام نيست.
٣- دانشمند بزرگ جهان تشيع سيد مرتضى در كتاب معروف خود تنزيه الانبياء براى اثبات لزوم عصمت در تمام دوران عمر و نسبت به تمام گناهان از همين راه وارد شده است.
٤- امير مؤمنان على (عليه السلام) در صمن نامه مشروحى كه براى عثمان بن حنيف- فرماندار خود در بصره مىفرستد، چنين مىنويسد:
«و انّما هى نفسى أروضها بالتّقوى لتأتى آمنةّ يوم الخوف الا كبير، و تثبت على جوانب الخرلق. و لو شئت لاهتديت الطّريق الى مصفّى هذا العسل و لباب هذا المقمح و نسارئج هذا القزّ، ولكن هيهات أن يغلبنى هواى و يقودنى جشعى الى تخيّه الا طعمة و لعّل بالحجا زأو اليمامة من لا طمع لد فى القرص و لا عهد له بالشبع، أو أبيت مبطاناً و حولى بطون عرثى و أكباد حرّى؛ من به كمك تقوى و پرهيز كارى، نفس خود را رياضت مىدهم و شهوات سركش را رام