رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٢ - ج) بى نتيجه ماندن اهداف بعثت پيامبر در صورت معصوم نبودن
نمايد و پس از سالها در يك پست مهم مورد توجه واقع شود و مردم به او اعماد كنند، اما بايد تصديق كرد كه اين اعتماد يك اعتماد صد در صد و بدون دغدغه نيست، زيرا مردم مىگويند: اين آقا تا چند وقت پيش فلان كاره بوده، حالا آمده رهبر جمعيت شده!
بنابراين هر لحظه كه پيشينه بد او به خاطر مىآيد، خواه نا خواه يك نوع بد گمانى و سوء ظن در دل افراد ايجاد خواهد كرد، اما اگر هيچ افزش و گناهى از او سر نزده باشد، مىتواند از اعتماد كامل و صد در صد قطعى مردم برخوردار گردد و به اين دليل بايد پيامبران در تمام دوران زندگى معصوم باشند.
گر چه گناهان سهوى نيز اطمينان و اعتماد را به طور كلى سلب نمىكند، اما در تزلزل عقيده افراد نسبت به عامل آن مؤثر است. شما فرض كنيد كه يك شخصيّت برجسته سياسى، علمى و يا روحانى از روى اشتباه مرتكب قتل نفس شود، به طور مسلم در مدت كوتاهى وجاهت اجتماعى خود را به مقدار قابل توجهى از دست مىدهد.
خلاصه گر چه كسى كه مرتكب گناه سهوى شده، عقلًا مقصر نيست، اما خواه ناخواه عمل او يك اثر روانى در افكار توده مردم دارد و ايجاد تنفّر خواهد نمود. ٣
٣- دليل سوم (بى نتيجه ماندن هدف بعثت پيامبر در صورت معصوم نبودن) نيز مانند دليل اول است، يعنى موضوع عصمت از گناهان را بعد از بعثت اثبات مىكند و دلالت آن بر موضوع عصمت از گناهان سهوى نيز قابل بحث است.
اين بود خلاصه ارزيابى دلائل عصمت، ولى به طور كلى از