رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٦ - ٧- ايمان آورندگان به او چه كسانى بودهاند؟
و نعمت خود را بر شما تمام كردم و اسلام را به عنوان آئين (جاودان) شما پذيرفتم ...»
آيا با اين تصريح آيه ديگر جايى براى اينگونه حرفها باقى مىماند؟ اساساً وظيفه امام تبليغ و حفظ دين است نه تكميل آن.
(دقت كنيد.)
به علاوه به اتفاق عموم، در زمان غيبت صغرى، رابطه مردم با امام زمان (عليه السلام) قطع نبوده و به وسيله نواب اربعه (نمايندگان مردم) با حضرتش ارتباط داشتند و مسائل و احكام دين را از حضرتش فرا مىگرفتند اگر بنا باشد دوران امامان (عليهم السلام) كه دوران بيان و توضيح احكام بوده، جزء دوران نزول دين محسوب شود باز هم هفتاد سال كسر مىآوردند، آرى از هر طرف كه رفو كنيم، طرف ديگرش پاره مىشود. وانگهى ما تمام اين شش ايراد را كنار مىگذاريم و از اين تجزيه و تحليلهاى روشن ما صرف نظر مىنماييم و كلاه خودمان را قاضى مىكنيم، فرض مىكنيم به جاى پيغمبر اسلام (صلى الله عليه و آله) بوديم و مىخواستيم تكليف آيندگان را در برابر مدعيان تازه نبوت روشن سازيم و بگوييم: بعد از گذشتن هزار سال در انتظار پيامبر تازهاى باشيد آيا راهش اين بود كه به اين صورتى كه در آيه مزبور ذكر شده، مطلب را بگوييم تا مدت دوازده، سيزده قرن، هيچ دانشمند و غير دانشمندى كمترين اطلاعى از معنى آيه پيدا، ولى بعد از گذشتن ١٢٧٣ سال و بلكه بيشتر [١] عدهاى به عنوان يك كشف جديد- كه آن
[١]-/ تمام اين توجيهات، بعد از زمان پيدايش باب پيدا شده است