رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٥ - ١- اعجاز
مىشد كه از همان ابتدا به خوبى بزرگترهاى سخن مىگفت يا لااقل تمام گفتههاى ما را تقليد مىكرد؟ و يا بر عكس، چه مانعى داشت كه چشمهاى نوزاد يك مرتبه قدرت بينايى پيدا نمىكرد بلكه به تدريج بعد از دو سه سال به كار مىافتاد؟
هيچ يك از اينها محال نيست و هيچ دليل عقلى بر خلاف آن وجود ندارد، تنها چيزى كه هست سلسله علل و معلول عادى اين چنين تنظيم شده كه: چشم از روز نخست ببيند ولى زبان در طى ماهها قدرت سخن گفتن را پيدا كند.
حال اگر حادثهاى بر خلاف علل عادى واقع شود ما نبايد خيال كنيم معلولى بدون علّت به وجود آمده، بلكه بايد گفت: آن هم علتى دارد كه ما تا كنون نشناختهايم و چيزهاى بسيارى است كه تا كنون نشناختهايم! اين علت ممكن است كه يك مبدأ ماوراء طبيعى باشد يا يك عامل طبيعى ناشناخته و در هر صورت كسى كه توانسته آن نظم عادى علت و معلول طبيعى را بر هم بزند و آن حادثه را پديد آورد يك فرد عادى و معمولى نيست، زيرا فرض بر اين است كه اين كار (معجزه) از هيچ بشرى، حتى نوابغ جهان، ساخته نيست و چنين كسى حتماً با مبدئى مافوق جهان طبيعت رابطه دارد.
بديهى است مبدئى كه اين نظم فعلى را در ميان علل و معلولات جهان طبيعت به وجود آورده و آن را به عالىترين وجهى اداره مىكند محكوم و گرفتار اين علل نيست، بلكه حاكم و مسلط بر آنها است و تغيير موقتى و استثنايى آن براى او هيچ اشكالى ندارد. همانطور كه اگر از روز نخست آن را طور ديگرى قرار مىداد مانعى نداشت. (دقت