رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٠ - ١- اعجاز
معجزه است و از قدرت علم، عقل و نبوغ بشر عادى بيرون مىباشد.
در ضمن از اين بيان معلوم شد كه هيچ مانعى ندارد انجام يك عمل در زمان معين يا در شرايط خاصى معجزه باشد، اما در شرايط و ازمنه ديگر معجزه نباشد.
مثلًا حضرت مسيح (عليه السلام) بيماران غير قابل علاج يا كور مادر زاد را به فرمان خدا شفا مىداد و اين عمل در آن زمان و يا طريقهاى كه حضرت مسيح انجام مىداد معجزه بوده است، زيرا از حدود قدرت و توانايى انسانها به كلى بيرون بوده. امّا امروزه مانعى ندارد كه بر اثر پيشرفت علم پزشكى و با فن آورى خاصى آن بيمارىها قابل علاج باشند. البته امروزه انجام اين عمل و با اين وسائل، معجزه نيست، زيرا ممكن است كسان ديگرى مشابه آن را انجام دهند، ولى در آن روز و با آن ترتيب خاص معجزه بوده است. (دقت كنيد)
ب) آيا اعجاز يعنى بر هم زدن قانون عليت؟
الف) گروهى مىگويند: «قبول معجزه با علم سازگار نيست، زيرا هر اندازه علم در مسير تكامل خود پيشرفت كرده و از اسرار تازهاى پرده برداشته اين مسأله محققتر شده است كه هيچ حادثهاى در جهان بدون علت نيست.
جنبش برگهاى درختان، حركت جنينها در دل مادران، امواج خورشان، درياها، صاعقهها، گردبادها، زمين لرزهها، و ... همه داراى يك سلسله علل طبيعى هستند، و يك نظم ثابت و مسلم بر آنها حكومت مىكند.»
با اين حال چگونه مىتوان باور كرد كه ناگهان درخت خشكيدهاى بدون هيچ عامل طبيعى، سبز و بارور شود و يا نوزاد چند ساعتهاى با نداشتن هيچ گونه آمادگى طبيعى سخن بگويد؟!