ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨٦ - مقصود
شنزار، آنها را از چين جدا مىكند. اينها احكام خدا را در معرض تغيير و تبديل قرار نمىدهند. اين قول از ابن عباس و سدى و ربيع و ضحاك و عطا و روايت از امام باقر (ع) است. گويند: تمام افراد اين است، داراى ثروت هستند، شبها براى آنها باران مىبارد، و روزها آفتاب مىشود و بزراعت مشغولند، نه ما را به آنها دسترسى هست و نه آنها به ما و در راه حق استوارند.
ابن جريح گويد: در تاريخ آمده است كه چون بنى اسرائيل پيامبران خود را كشتند و كافر شدند، از دوازده قبيله آنها يك قبيله، از آنها بيزارى جستند و با عذر خواهى، از خدا خواستند كه ميان ايشان جدايى افكند. خداوند در زمين براى آنها راهى گشود و يك سال و نيم راه پيمودند تا كه از پشت چين سر درآوردند. اينان بر دين اسلام هستند و بسوى قبله ما نماز مىخوانند.
گويند: جبرئيل در شب معراج، پيامبر را از آنجا عبور داد و پيامبر قرآن را بر آنها تلاوت كرد و همگى ايمان آوردند و به آنها امر كرد كه در جاى خود بمانند و شنبه را ترك كنند و نماز بخوانند و زكات بدهند. ديگر دستورى به آنها داده نشده است.
ابن عباس گويد: به همين جهت است كه مىفرمايد:(وَ قُلْنا مِنْ بَعْدِهِ لِبَنِي إِسْرائِيلَ اسْكُنُوا الْأَرْضَ فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ جِئْنا بِكُمْ لَفِيفاً) (اسراءِ ١٠٤) يعنى:
بعد از آن به بنى اسرائيل گفتيم كه در زمين ساكن شويد، تا وقتى كه وعده مسيح فرا رسيد، شما را بياوريم.
اصحاب ما روايت كردهاند كه: آنها با قائم آل محمد[١]، ظهور خواهند كرد.
در روايت است كه: ذو القرنين آنها را ديد و گفت: اگر دستور داشتم، دوست ميداشتم كه در ميان شما به سر ببرم.
٢- اينها قومى از بنى اسرائيل هستند كه در وقت گمراهى قوم، ثابت قدم ماندند.
اينها پيش از ظهور عيسى و نسخ آئين يهود بودند. پس تقدير آيه(كانُوا يَهْتَدُونَ ...)
[١]- عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف- حاج مسترحمى.