ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢١ - مقصود
(وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى):
علما در باره كيفيت تقسيم خمس و مستحقين آن اقوالى دارند:
١- عقيده اصحاب ما[١] اين است كه: خمس به شش سهم تقسيم مىشود: سهمى براى خدا و سهمى براى رسول و سهمى براى خويشاوندان رسول است. اين سه سهم را به امام كه جانشين پيامبر است داده مىشود. سه سهم ديگر، يك سهم براى يتيمان آل- محمد ٦ و يك سهم براى مستمندان ايشان و يك سهم براى ابن السبيل است و ديگران با آنها شريك نيستند، زيرا خداوند بر اولاد پيامبر، صدقه را كه چرك اموال مردم است، تحريم كرده است. طبرى از امام زين العابدين و امام باقر (ع) و از ابو العاليه و ربيع نقل كرده است كه خمس به شش سهم تقسيم مىشود. جز اينكه ابو العاليه و ربيع مىگويند:
سهم خداوند براى كعبه و باقى براى كسانى است كه در آيه ياد شدهاند. مقتضاى ظاهر قرآن نيز همين است كه خمس را بايد به شش سهم تقسيم كرد.
٢- خمس به پنج سهم تقسيم مىشود. سهم خدا و رسول، يكى است. اين سهم بايد صرف تهيه سلاح و لشكر بشود. از ابن عباس و ابراهيم و قتاده و عطا چنين روايت شده است.
٣- خمس به چهار قسم، تقسيم مىشود. سهم ذوى القربى بخويشان پيامبر و سه سهم ديگر به يتيم و مستمند و ابن السبيل مسلمان داده مىشود. اين قول از شافعى است.
٤- خمس به سه سهم، تقسيم مىشود، زيرا سهم پيامبر با وفاتش ساقط شده است و از پيامبران ارث برده نمىشود. سهم ذوى القربى را هم ابو بكر و عمر ندادند و هيچكس اعتراضى نكرد. اين مذهب، از ابو حنيفه و اهل عراق است. برخى از اينان گفتهاند:
اگر يك سهم بفقراى ذوى القربى و سه سهم بديگران داده شود، جايز است و اگر ذوى- القربى هم جزء فقرا شمرده شوند و سهمى بآنها داده نشود، جايز است.
در باره ذوى القربى نيز اختلاف است:
[١]- شيعه اثنى عشرى، مسترحمى