ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦ - ٤ - گفتارى از دار التقريب بقلم استاد بزرگوار محمد تقى قمى
عوامل ديگرى از قبيل انگيزه نژادى و ملى بداند، دچار ترديد مىشود. آنچه مسلم است اين است كه سياست از اين اختلاف بهره بردارى كرده است. زيرا امام طبرسى و شيخ طوسى و ابو الفتوح رازى و ... از بزرگان شيعه در علم تفسير، از همان كشورى برخاستهاند كه زمخشرى و فخر رازى و نيشابورى و بيضاوى و ... از بزرگان سنى مذهب در علم تفسير برخاستهاند. كشورى كه حجة الاسلام غزالى را پرورش داد، شيخ- الطائفه طوسى را هم پرورش داد.
وانگهى دانشمندان اسلامى طورى به مسائل مىنگرند كه انسان به آسانى نمىتواند درك كند كه صاحب اين راى جزء كدام فرقه است.
اگر كسى تفسير امام رازى يا تفسير امام زمخشرى را مطالعه كند، مىبيند بسيارى از مطالب آنها مطابق نظر شيعه است. اگر چه مؤلفان كتاب از بزرگان تسنن هستند.
گروهى از دانشمندان از جمله برخى از ائمه تفسير، بقدرى در بحثهاى خود معتدل هستند كه هر فرقهاى آنها را از خود شمردهاند.
بدون ترديد، اينها دليلى است بر اينكه آنها تحت تاثير قرآن بپايهاى از ادب و كمال رسيدهاند كه در خور مقام شايستگان است.
بهر صورت، اينها نتيجه ايمان مسلمانان بعظمت قرآن و نتيجه عنايتى است كه آنها تابع هر مذهبى بودهاند، طى قرنهاى مختلف، در كشورهاى اسلامى بعلوم قرآن نشان دادهاند.
جماعت تقريب، بمنظور ايجاد تفاهم و برادرى و شناسايى ميان مسلمانان و نزديك شدن شرقى با غربى و سنى با شيعى، تفسير مجمع البيان را انتخاب كرد، نويسنده بزرگ اين تفسير از افراد منصفى است كه هرگز از جاده ادب قرآنى منحرف نشده و راه جدال نپيموده است. او مخالف و موافق را از لحاظ بيان دليل و روايت سند بيك چشم نگريسته است. در نتيجه خواننده تفسير را از خطاى در حكم مصون داشته و كتاب خود را سر مشق جدال «بالتى هى احسن» قرار داده است.