ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٣ - مقصود
بهر حال، وقتى كه بازگشت، بقوم خود گفت: شما بعد از من مرتكب كار زشتى شديد.
(أَ عَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ): ابن عباس گويد: يعنى آيا صبر نكرديد كه وعده خدا فرا رسد و من از ميقات باز گردم؟ حسن گويد: اينها پس از گذشتن سى روز، خيال كردند موسى مرده است و صبر نكردند كه مدت چهل روز، كه وعده خدا بود بپايان برسد.
كلبى گويد: يعنى آيا در پرستش گوساله عجله كرديد و مهلت نداديد كه امر خداوند فرا برسد؟ ابو على جبائى گويد: يعنى شما وعده ثواب خدا را با شتابزدگى پشت سر گذاشتيد و بگوساله پرستى پرداختيد؟
(وَ أَلْقَى الْأَلْواحَ): از شدت خشم و ناراحتى در مقابل رفتار قوم، لوحهها را بر زمين افكند. از پيامبر گرامى روايت شده است كه فرمود: «خداوند برادرم موسى را رحمت كند. شنونده مثل بيننده نيست. خداوند به او خبر داده بود كه قومش دچار فتنه مىشوند و مىدانست كه خبر خداوند راست است و الواح را بهمين جهت در دست گرفته بود. همين كه بسوى قوم بازگشت و آنها را بر آن حال ديد، خشمگين شد و لوحه را افكند!» قبلا در باره مطالب الواح سخن گفته شده است.
(وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ): در باره معناى اين جمله چند وجه گفته شده است:
١- موسى سر بردار را گرفت و كشيد، تا قوم بدانند كه كار زشتى مرتكب شدهاند چنان كه هر گاه انسان خشمگين مىشود، همين كارها را با خودش هم انجام مىدهد، لب مىگزد و ريش خود را مىكشد. موسى هارون را بمنزله خودش قرار داد و همين كارها را با او كرد. اين وجه از ابو على جبائى است. اين جور كارها تابع موازين عرفى است. ممكن است در بعضى جاها تحقير و در بعضى جاها احترام باشد.
٢- شيخ مفيد مىفرمايد: موسى مىخواست از اين راه نشان دهد كه از كردار آنها سخت غضبناك شده است و بدينوسيله زشتى عمل آنها را بآنها بفهماند تا بعدا چنين كارهايى نكنند.