ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦ - داستان
(وَ الضَّفادِعَ وَ الدَّمَ آياتٍ مُفَصَّلاتٍ): مجاهد گويد: يعنى: طوفان و ملخ و قمل و قورباغه و خون، معجزات آشكار و دلايل واضحى بودند كه موسى نشان داد.
برخى گفتهاند: منظور از «مفصلات» اين است كه اين معجزات از يكديگر جدا بودند.
(فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ): آنها از قبول حق و ايمان بخدا تكبر كردند و مردمى عاصى و كافر بودند.
داستان
ابن عباس و سعيد بن جبير و قتاده و محمد بن اسحاق بن يسار و على بن ابراهيم- بروايت از امام باقر و امام صادق ٨- گويند:
هنگامى كه ساحران ايمان آوردند و فرعون مغلوب شد و با قومش براه كفر، استوار ماندند، هامان بفرعون گفت:
بنى اسرائيل بموسى ايمان آوردهاند. آنها را زندانى كن. فرعون تمام افرادى را كه ايمان آورده بودند، زندانى كرد. خداوند آنها را گرفتار كرد و دچار قحطى شدند. سپس بر آنها طوفان نازل كرد و خانههاى آنها را ويران ساخت و آنها در صحرا خيمه زدند. خانه قبطيان را آب فرا گرفت، اما خانه اسرائيليان را آب فرا نگرفت. زمينهاى زراعتى در زير آب مستور شد و نتوانستند زراعت كنند. به موسى گفتند: از خداوند بخواه كه ما را از اين باران نجات دهد تا به تو ايمان بياوريم و بنى- اسرائيل را همراه تو بفرستيم. موسى دعا كرد. و آنها نجات يافتند، اما ايمان نياوردند. هامان به فرعون گفت: اگر بنى اسرائيل را آزاد كنى، موسى بر تو غالب مىشود و ترا مغلوب مىسازد. در اين سال خداوند، زمينها را سبز و خرم كرد و قحطى و گرسنگى از ميان رفت. در سال دوم و بقولى در ماه دوم، خداوند ملخ فرستاد و تمام زراعتها را خورد. آن گاه بخوردن درها و لباسها و اثاثيهها پرداخت. ملخها در خانههاى بنى اسرائيل وارد نمىشدند و فرعون و مردم، از اين بلا بدست و پا و بدبختى افتادند. فرعون به موسى گفت: از خداوند بخواه ملخها را دفع كند، تا بنى اسرائيل