ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١ - ٥ - مقدمه بقلم استاد بزرگ شيخ محمود شلتوت
و امامت، به تفصيل نمىپردازد، زيرا مقام، مقتضى آن نيست. بلكه عبارتى مىآورد كه مورد پسند خاطر همگان باشد و هيچ فكرى از آن گريزان نباشد.
طبرسى مثل همه مفسرين ديگر براى اسباب نزول آيات، اهميت خاصى قائل است. بديهى است كه اين كار، با عموميت جاودانى عبارات قرآن سازگار نيست.
لكن تنها امام طبرسى گرفتار آن نيست بلكه او تحت تاثير پيشينيان خود قرار گرفته و بعديها نيز از اين تاثير بركنار نماندهاند. بدون شك، منظور آنها اين نيست كه معناى آيات را منحصر در موارد نزول گردانند. زيرا آنچه مورد ملاحظه است، عموميت الفاظ است، نه خصوص سبب.
٣ مؤلف اين كتاب، از دانشمندانى است كه از علوم مختلف، آگاهى دارد و دهها تأليف و تصنيف بيادگار گذاشته است، برخى از تاليفات او در باره موضوعات مذهبى شيعى است.
اما عمده كوشش او در راه تفسير صرف شده است و اين بخاطر علاقهاى بوده، كه از زمان جوانى به اين كار داشته است. به اين مطلب در مقدمه تفسير خود اشاره كرده است.
مورخان، در باره سيره او مطلب جالبى نوشتهاند و آن اين است كه او كتاب مجمع البيان را نوشت و مطالب كتاب تبيان شيخ طوسى را در آن گرد آورد، بدون اينكه از تفسير كشاف زمخشرى اطلاعى داشته باشد. هنگامى كه از تفسير كشاف اطلاع يافت، دست به تاليف كتاب ديگرى در زمينه تفسير زد، بنام «الكاف الشاف من كتاب الكشاف» از اين اسم بر مىآيد كه در اين كتاب، مطالبى را كه از تفسير زمخشرى بدست آورده، گنجانيده است- كتاب ديگرى هم به او نسبت ميدهند كه بنام «الوسيط» در چهار جلد، بعد از نگارش كتاب مذكور تاليف كرد. همچنين مىگويند. كتابى هم بنام «الوجيز» در يك يا دو جلد نوشت. همه اينها در زمينه تفسير نگاشته شدهاند. اينها را بدنبال اتمام بزرگترين تفسير خود «مجمع البيان»