ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠٨ - مقصود
گفت: يا محمد، از تو تقاضا مىكنم كه با من مثل ساير قريش رفتار كنى. اگر آنها را كشتى، مرا هم بكش و اگر نكشتى و فديه گرفتى، مرا هم نكش و از من فديه بگير. فرمود:
خداوند بوسيله اسلام، خويشاوندى را از ميان برد. سپس بعلى دستور داد كه گردنش را بزند، آن گاه بعلى دستور داد كه عقبه را بياورد و بقتل برساند.
سعيد بن جبير گويد: در روز بدر پيامبر خدا سه تن از قريش را بقتل رسانيد: مطعم بن عدى و نضر بن حارث و عقبة بن ابى معيط.
(وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ): بياد آور هنگامى را كه كفار گفتند: خدايا، اگر آنچه محمد آورده، حق و از جانب تو هست، همانطورى كه بر قوم لوط، سنگ باريدى، بر ما هم از آسمان سنگ ببار، يا اينكه ما را دچار عذابى سخت گردان. سعيد بن جبير و مجاهد گويند: گوينده اين سخن نيز نضر بن حارث است. برخى روايت كردهاند كه گوينده آن ابو جهل است.
پرسش- ١ ممكن است گفته شود: چرا بخاطر چيزى كه حق است، طلب عذاب كردند، در حالى كه بايد طلب خير و ثواب كنند؟
پاسخ آنها معتقد بودند كه آنچه پيامبر آورده، حق نيست و چون حق نيست، عذابى هم بر آنها نازل نخواهد شد.
پرسش- ٢ چرا مىگويد: از آسمان سنگ ببار. در حالى كه باريدن، جز از آسمان امكان ندارد؟
پاسخ ١- ممكن است سنگ از جاى بلندى غير از آسمان باريده شود.
٢- در اينجا كلمه «من» براى بيان است.