ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٢ - اعراب
يغشيكم: اهل مدينه، بضم ياء و سكون غين و «نعاس» را به نصب خواندهاند.
ابن كثير و ابو عمرو «يغشاكم» و «نعاس» را به رفع خواندهاند. ديگران طبق متن قرائت كردهاند. قرائت دوم بنا بر اسناد فعل به «نعاس» و قرائت اول و سوم بنا بر اسناد فعل به خداوند متعال است.
لغت:
رعب: ترس.
بنان: انتهاى دست و پا. انگشت. شاعر گويد:
|
الا ليتنى قطعت منه بنانه |
و لاقيته فى البيت يقظان حاذرا |
|
يعنى، كاش دست او را قطع مىكردم و او را در خانه، بيدار و كسل ملاقات مىكردم.
شقاق: عصيان و جدايى.
اعراب:
(إِذْ تَسْتَغِيثُونَ): عامل «اذ» فعل «يبطل الباطل» و بقولى محذوف است.
جعله: اين ضمير به امداد و بقولى به بشارتى كه داده شده و بقولى به ارداف بر مىگردد.
امنة: مفعول له براى «يغشى».
(إِذْ يُوحِي): منصوب به(جَعَلَهُ اللَّهُ ...) ممكن است به تقدير «و اذكروا اذ يغشيكم النعاس و اذ يوحى» باشد.
(ذلِكُمْ فَذُوقُوهُ): ممكن است «ذلكم» خبر مبتداى محذوف باشد. چنان كه شاعر گويد:
|
و قائلة خولان فانكح فتاتهم |
و اكرومة الحيين خلو كماهيا |
|
(اى هذه خولان) يعنى: بسا گويندان كه مىگفت: اين است قبيله خولان، با دوشيزه ايشان ازدواج كن. اين قبيله، داراى فضيلت است و بطور كامل، فارغ از غم و اندوه است.