ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦١ - مقصود
بيان آيه ٢ تا ٤
لغت:
وجل: خوف و ترس. فعل آن «وجل يوجل» بهتر است. شاعر گويد:
|
لعمرك ما ادرى و انى لاوجل |
على اينا تغدو المنية اول |
|
يعنى: بجان تو سوگند، نميدانم و مىترسم كه مرگ ابتدا گلوى كداميك از ما را بفشارد.
توكل: اعتماد بخدا در همه نيازمنديها.
اعراب
حقاً: منصوب است به مفاد جمله. يعنى «احق ذلك حقا»
مقصود:
آيه پيش را بجمله(إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ) تمام كرد. اكنون در وصف مؤمنين مىفرمايد:
(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ): مؤمن كسانى هستند كه در برابر خداوند از روى تعظيم بترسند. يعنى هر گاه در باره عدالت و كيفر و قدرت خدا گفتگو شود بترسند و هر گاه از نعمتها و احسانها و رحمت و پاداشش گفتگو شود، آرامش خاطر پيدا كنند. چنان كه مىفرمايد:(بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) (رعد ٢٨: با ياد خدا دلها آرام مىگيرد) بنا بر اين ميان اين دو آيه، ناسازگارى نيست. زيرا ترس مربوط بذكر كيفر خدا و آرامش مربوط بذكر عفو و احسان خداست. ديگر اينكه: مؤمن هر گاه بياد نعمتها و آمرزش خدا بيفتد، حسن ظن پيدا مىكند و آرامش مىيابد و هر گاه بياد گناهان خود بيفتد، ناراحت و پريشان مىشود. و جل يعنى ترسى كه همراه با اندوه است.
(وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً): هر گاه قرآن براى آنها خوانده شود، بر يقين و ايمان آنها افزوده ميشود. ابن عباس گويد: يعنى بر تصديق آنها نسبت به آياتى كه تدريجاً از جانب خداوند نازل مىشود، افزوده مىشود.