ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٧ - لغت
بيان آيه ٢٠١ تا ٢٠٣
قرائت:
طائف: بصريان و ابن كثير و كسايى و بعضى «طيف» بدون الف و ديگران «طائف» خواندهاند. طيف مصدر و به معناى عارض شدن خاطرات شيطانى است.
طائف، اسم فاعل است. استعمال مصدر، بيشتر است. شاعر گويد:
|
الا يا لقومى لطيف الخيا |
ل ارق من نازح ذى دلال |
|
يعنى: هان اى قوم من، مرا از عارض شدن خيالى كه رقيقتر از كسى است كه از دور ناز و غمزه كند، نجات دهيد.
يمدونهم: اهل مدينه بضم ياء و كسر ميم و ديگران بفتح ياء و ضم ميم خواندهاند. ابو على گويد: قرائت اول، در قرآن كريم در مورد امور پسنديده آمده است. مثل:(أَمْدَدْناهُمْ بِفاكِهَةٍ) (طور ٢٢: آنها را بميوه امداد كرديم) در مورد غير امور پسنديده قرائت دوم بكار مىرود. مثل:(يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ) (بقره ١٥: آنها را در سر كشى مدد مىكند) پس قرائت دوم بهتر است.
يقصرون: عيسى بن عمر اين كلمه را بفتح ياء و ضم صاد خوانده است. هر دو قرائت بيك معنى است.
لغت:
ممسوس: كسى كه جن زده شده باشد.
اجتباء: برگزيدن، جبايه: جمع آورى خراج.
بصائر: براهين. جمع بصيرة اين كلمه در سوره انعام ذيل آيه ١٠٤ مورد بحث واقع شده است.