ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٣ - مقصود
بيان آيه ١٩٦ تا ١٩٨
مقصود:
اكنون خداوند بعد از يارى پيامبر خود به او دستور مىدهد كه به مشركين بگويد:
(إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتابَ وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ): كسى كه مرا يارى مىكند و شر شما را از من دور مىسازد، خدايى است كه قرآن را بمنظور تاييد من، نازل فرموده و مردمى را كه اهل تقوى باشند، يارى مىكند، اين يارى كردن خداوند هم بوسيله استدلال است و هم بوسيله دفاع عملى.
(وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَ لا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ):
اما بتها و معبودهاى شما قادر نيستند كه شما را يارى كنند يا از شما دفاع كنند. حتى از يارى خويشتن نيز عاجز هستند. اين مطلب باز هم تكرار ميشود: زيرا قبلا منظور سركوبى و توبيخ بت پرستان بود و اينجا منظور فرق گذاشتن ميان موجودى است كه قابل پرستش است و موجودى كه قابل پرستش نيست. تو گويى پيامبر اسلام مىگويد:
معبود من مرا يارى مىكند و معبود شما نه شما را يارى مىكند و نه خود را!( وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدى لا يَسْمَعُوا): جبائى و فراء گويند: يعنى اگر بتها را بسوى هدايت و رشد بخوانيد، دعاى شما را نمىشنوند، حسن گويد: يعنى اگر مشركين را بسوى دين بخوانيد، نمىشنوند.
(وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ): آنها را طورى ساختهايد كه خيره خيره بشما نگاه مىكنند ولى چيزى نمىبينند. البته اين نگاه كردن، مجازى است، زيرا جماد نمىتواند بچيزى نگاه كند.
حسن و مجاهد و سدى گويند: منظور مشركين عرب است كه به پيامبر نگاه مىكردند، اما حجت او را نمىديدند
.