ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٢٥ - مقصود
تدريجاً به آنها نزديك مىكنيم، تا در آن گرفتار شوند. برخى گويند: يعنى طورى آنها را مىگيريم كه ندانند از كدام راه رفتند، زيرا همه بسوى من باز گشت مىكنند.
هيچكس بر من غالب نمىشود و سبقت نمىگيرد. و از دست من فرار نميكند. برخى گويند: يعنى آنها را هلاك مىكنيم و از روى زمين بر مىداريم. ضحاك گويد: يعنى آنها هر چه گناهان خود را تجديد كنند، ما هم نعمتى براى آنها تجديد مىكنيم.
برخى گفتهاند: يعنى آنها را بتدريج بطرف كفر و گمراهى مىبريم. ولى صحيح نيست، زيرا آيه در باره كفار و متضمن اين است كه در آينده آنها را متدرجاً گرفتار مىكند و اينهم بكيفر كفر آنهاست.
(وَ أُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ): آنها را مهلت مىدهم و در كيفر آنها تعجيل نمى- كنم، زيرا آنها از دست من بيرون نمىروند و كيفر من سخت و دشوار است و كسى نمىتواند از آن ممانعت كند. اينكه عذاب را «كيد» ناميده، بخاطر اين است كه بطور ناخودآگاه، دامنگير آنها مىشود.
برخى گويند: يعنى كيفر مكر آنها سخت است. قول اول بهتر است.
(أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا ما بِصاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ): اين كافران تكذيب كننده، فكر نكردند كه مردى همچون محمد، ديوانه نيست، زيرا گفتار و كردار او غير از گفتار و كردار آدم مجنون است؟ حسن و قتاده گويند: پيامبر خدا ببالاى كوه صفا رفت و قريش را بتوحيد فرا خواند و از عذاب خدا ترسانيد. مشركين گفتند: ديوانه شده است.
خداوند اين آيه را نازل فرمود.
(إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ): او فقط بمردم اعلام خطر مىكند و خطرات را به آنها نشان مىدهد، تا پرهيز كارى كنند و بدنبال اسباب ايمنى بروند.
(أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ):
آيا اينان در باره عجايب آسمانها و زمين و موجودات گوناگونى كه در آنها هستند و خداوند آنها را آفريده است، نمىانديشند، تا بدانند كه آنها را خالق و مدبرى است؟! بديهى است كه تمام موجودات، دليل وجود حق و يگانگى او هستند.