فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٧ - نقش وحيد بهبهانى در نوسازى علم اصول آيت اللّه محمد مهدى آصفى
براءت عقلى را در يك قالب فنى عرضه كند، آن جا كه مىنويسد:
«اگر حكمى وجود داشته باشد، بايد دليلى بر وجود آن دلالت كند، زيرا اگر دليلى بر آن دلالت نكند و از سويى هم به مكلف تكليف شود كه نسبت به آن علم پيدا كند، چنين تكليفى خارج از حدّ توان ]مالايطاق [ است.» (١٩)
اين سخن خالى از مناقشه نيست، زيرا تكليف به مشكوك، با احتياط، امكان پذير است و تكليف به ما لايطاق شمرده نمىشود، مگر اين كه مقصود محقق از چنين تكليفى، مجهول مطلق باشد كه اين خود امر ديگرى است و مورد بحث ما نيست.
پس از محقق حلى تا دوران وحيد بهبهانى، فقها، براءت عقلى را در چنين قالبهايى مورد بحث قرار مىدادند. امّا وحيد موفق شد كه اين قاعده را در يك قالب فنى استوارى كه معروف شد به قاعده «قبح عقاب بدون بيان» عرضه بدارد. اصوليان بعد از وحيد از جمله محققان مكتب شيخ انصارى، از همين قالب پيروى كردهاند.
قاعده قبح عقاب بدون بيان:شايد ستيزه فكرى وحيد عليه اخبارىگرى، از همين قالب عقلى كه او براى اصالة البرائه ريخته بود، مايه مىگرفت.
وحيد در كتاب فوائد حائريه مىنويسد:
«مجتهدان درمورد جاهايى كه نصّى وجود ندارد و در مورد شبههاى كه در موضوع حكم باشد، حكم به براءت مىكنند.» ]مقصود از مورد اول، همان شبهه حكميه است و از مورد دوم شبهه موضوعيه [.سپس مىنويسد:
«... دليل مجتهدان براى اثبات براءت، حكم عقل است مبنى بر قبيح بودن تكليف و بازخواست، بدون اين كه بيانى وجود داشته باشد.» (٢٠)
پس از وحيد، نواده او، سيد محمد مجاهد طباطبايى، فرزند سيد على طباطبايى صاحب رياض، در دايرة المعارف بزرگ اصولى خود: مفاتيح الاصول، از قالبى كه وحيد ابداع كرده بود، عدول كرد و در استدلال بر براءت عقلى مىنويسد:
(١٩)المعارج الاصول، محقق حلّى ص٢١٢ ـ ٢١٣، آل البيت، قم.
(٢٠)الفوائد الحائريه، وحيد بهبهانى، با تعليقه فريد گلپايگانى ،ص١٣٣، مكتبة الصدر .