فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٠ - نقش وحيد بهبهانى در نوسازى علم اصول آيت اللّه محمد مهدى آصفى
كار بىنياز كرده است.
گرايش اخبارىگرى و امين استرآبادى
در همين زمان رويداد تازهاى دامنگير اين علم شد و به وسيله شيخ محمد امين استرآبادى (٢)(م:١٠٣٦ هـ .ق) مؤلف كتاب الفوائد المدنيه، گرايش جديدى به سمت بىنيازى از قواعد عقلى، در اجتهاد شيعه به وجود آمد. اين گرايش تازه در برابر مكتب اصولى حاكم بر مراكز فقهى شيعه، به اخبارىگرى معروف شد. به خلاف آن كه امين استرآبادى مىخواست ريشه و عمق تاريخى اين گرايش را به زمان صدوقها(پدر و پسر) و فقهاى نخستين برساند، ولى روشن است كه اين گرايش با ابعاد و ويژگيها و قواعدى كه استرآبادى در كتاب الفوائد المدنيه، براى آن بيان مىكند، گرايش جديد و بىسابقهاى در اجتهاد شيعه است.
كم مانده بود كه گرايش اخبارىگرى شكاف عميقى در اجتهاد شيعه ايجاد كند، اما ايستادگى فقها و علماى اصولى در برابر اين گرايش و دفاع آنان از سرشت عقلانى علم اصول، به ركود و عقب نشينى تدريجى اخبارىگرى انجاميد و اين گرايش، رفته رفته قدرت تحرّك و تاثيرگذارى خود را بر محيط فقهى حوزههاى شيعه از دست داد. آنچه كه زمينه ظهور اين مكتب فقهى را فراهم ساخت، نگرانى از اين نكته بود كه در امر اجتهاد، به عنصر عقل بيش از حد تكيه شود و نص شرعى مورد بىمهرى قرار گيرد، آن گونه كه براى مكتب رأى و قياس اهل سنت چنين اتفاقى رخ داد و تكيه بر عقل در استنباط احكام شريعت، رفته رفته آنان را به سمت قياس و استحسان كشانيد و بر آن شدند كه احكام خداى تعالى را به كمك اين گونه منابع ظنّى، كه به هيچ روى نمىتوانند كاشف از حقيقت باشند، استنباط كنند.
امّا امين استرآبادى و ديگر سران اخبارىگرى كه پس از او آمدند، براى حفظ اجتهاد از دخالتهاى بىمورد عقل، راه افراط را پيمودند تا بدان جا كه نسبت به عقل و ملازمات عقلى، ديدگاهى منفى پيدا كردند و در حجت بودن تمام احكام عقلى،
(٢)رياض العلما، ج٥، ص١٦ و در الذريعه، ج١٦، ص٣٥٨، سال وفات ١٠٣٣ ذكر شده است.