فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٦ - پژوهشى در ديدن هلال ماه ابوالقاسم خزعلى آیت الله
واسطه شاذ بودن، وانهاده مىشوند؛ زيرا آنچه از ديدن در ذهن جاى گرفته و آنچه نزد اهل شرع اعتبار دارد، ديدن در شب است و بر اين پايه، ديدن در روز اعتبارى ندارد. از اين روى، محقق اردبيلى در مجمع الفائدة و البرهان مىنويسد:
«ظاهر از ديدن، ديدن متعارف است و آن هم چيزى كه تنها در شب صورت مىپذيرد. بر اين پايه، اخبار ديدن، ديدن در روز را در بر نمىگيرند.» (٦٠)
صاحب جواهر، در ردّ اين ادّعا كه ديدن در روز اعتبار دارد مىنويسد:
«در چنين صورتى، دليل اقتضا مىكند كه ديدن پيش ازظهر، به خودى خود، حجت باشد، نه به واسطه كشف اين حقيقت كه در شب گذشته، امكان ديدن ماه بوده، ولى مانعى از قبيل امر، پيش آمده، يا شخص به سببى نتوانسته آن را ببيند.
بنابراين ، مىتوان بر آنچه مخالف اين مدعى است و نيز بر اين نكته ادعاى ضرورت كرد كه آنچه از نظر شارع اعتبار دارد، ديدن در شب است، نه ديدن در روز، به معنايى كه گذشت.» (٦١)اين را نيز مىتوان ادعا كرد كه اين روايات، به واسطه روى بر تافتن عالمان از آنها و اجماع آنان بر اعتبار نداشتن ديدن روزانه، وانهاده مىشوند، هر چند خود آن اجماع مستند به همين نكته باشد. نكته بالاتر از آن، مىتوان گفت: اين يك مسأله اسلامى است كه مسلمانان، بىهيچ تفاوتى ميان شيعه و سنى و يا صحابى و تابعى از همان آغاز، بدان پايبند بودهاند، همان گونه كه استدلال سيّد و شيخ، به اين مطلب، اشعار، بلكه بر آن دلالت دارد. اين دو، به اجماع استدلال جسته و آن را با نظر صحابه در اين باره همراه كردهاند و همين را در حكم اجماعى از سوى آنان بر اعتبار نداشتن ديدن هلال در روز، شمردهاند. شايد آن ادعاى ضرورتى كه صاحب جواهر، دارد، به همين برگردد. از همين جاست كه مىتوان دريافت، چه چيزى شيخ را بدان واداشته كه روايتهاى صحيح ]حكايتگر اعتبار ديدن در روز [بر وجوهى، هر چند دور از نظر، حمل و تفسير كند.
شيخ طوسى در تهذيب، درباره خبر
(٦٠)به روشنى مىبينيد كه چگونه كلام به اين ترتيب راست و پسنديده مىافتد؛ چه بنابراين عبارت سيد در مورد آغاز ماه، نظر ما و در مورد پايان ماه، نظر مخالفان را برگزيده است.
(٦١)براى روشنتر شدن بحث، متن عبارت سيّد را به گونه كامل مىآوريم و در ميان دو قلاب عبارت تحريف نا يافته، يا همان را كه به عقيده نگارنده درست است ذكر مىكنيم.