پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢٩ - راه هاى مقابله با دنياپرستى
دنيا علاقمند هستند و به آن چسبيدهاند، شما نيز به دنيا چسبيده و دلباخته آن شويد! در حالى كه خداوند سبحان مىفرمايد: وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيَا اِلاّ مَتاعُ الغُروُرِ[١]، اِنّما الْحَياةُ الدُّنْيَا لَهْوٌ وَ لَعِب[٢]، آيا پسنديده است كه چون مردم ديگر بر سر دنيا دعوا مىكنند، شما هم خود را به آن مشغول سازيد و همچون درندگان بر سر متاع دنيا به جان يكديگر بيفتيد؟! آيا عاقلانه است در حالى كه خود دنيا بدىهايش را براى شما آشكار كرده است و شما را به گرفتارىها و مصيبتها و مرضها و ناراحتىها و... كه جملگى ويژگىهاى اين دنياى پست و دنى هستند، مبتلا ساخته است، روى آوريد و مجذوب آن گرديد و از آخرت كه در آن جا اين گونه ناملايمات، جايگاهى ندارند و اين جنگها و حقكشىها و گرسنگىها و مرضها در آن جا نيست و حتى يك سردرد هم وجود ندارد، غافل شويد؟! دنيا دايماً خود را با همين ويژگىهاى ناپسند و نامطلوب معرفى و عرضه مىكند. پس فريب دنيا و مردم دنيازده را نخوريد كه: وَ اِنَّما اَهْلُها كِلابٌ عاوِيَةٌ وَ سِباعٌ ضارِيَةٌ يَهِرُّ بَعْضُها بَعْضاً وَ يَأكُلُ عَزيزُها ذَليلَها [وَ يَقْهَرُ كَبيرُها صَغيرَها]؛ دنيازدگان و دنياپرستان سگهاى عوعوكننده و زوزهكشنده هستند؛ حيواناتى وحشى كه همديگر را مىدَرند، و به همديگر چشمغرّه مىروند و شاخ و شانه مىكشند. قوىها، ضعيفترها را نابود مىكنند. طبق قانونى كه حيوانات درنده در بين خود دارند و بزرگترها، كوچكترها را مقهور خود مىسازند و يا مىخورند عمل نكنيد! آيا سزاوار است شخص عاقل از يك مشت سگ درنده تبعيت كند و همانند آنها زندگى نمايد؟!
در ادامه، حضرت(عليه السلام) در نگاهى ديگر دنيازدگان را به چهارپايانى مريض و آفتزده كه چوپان، اميدى به بهبودى آنها ندارد و آنها را در بيابان خشك و سنگلاخ رها كرده است تشبيه مىكنند؛ يعنى دنيازدگان حتى از گله گوسفندى، كه يك چوپان از آنها مواظبت كند، بىارزشتر هستند. از آن جا كه هيچ اميدى به بهرهبردارى و استفاده از آنها نيست، رهايشان ساختهاند؛ چرا كه از موجود آفتزده جز بيمارى و ضرر نتيجهاى عايد نمىشود. هر اميد و انتظارى غير از اين داشتن بىخردى است. پس بهتر آن كه رها شوند تا گرگ آنها را بدرد و بخورد. اكنون با
[١] آل عمران/ ١٨٥. [٢] محمد/ ٣٦.