پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣ - مخاطب وصيّت نامه
آرى، در مقام موعظه بايد اينگونه سخن گفت تا وقتى مخاطب به خود توجه مىكند، ببينند كه تاجر الغرور است و ديگر به اين متاع غرور، دل نبندد.
در ادامه حضرت، مخاطب خود، يعنى انسان، را اينگونه توصيف مىكنند كه: وَغَريِمِ الْمَنَايَا وَ اَسيِرِ المَوْتِ وَ حَليِفِ الْهُمُومِ، و قَريِنِ الاَحْزَانِ وَ رَصَيْدِ الاَْفاتِ وَ صَريعِ الشَهَّواتِ و خَليفَةِ الاَمْواتِ؛ آدمى وامدار و بدهكار مرگ و بلا و گرفتار چنگال مرگ است و همسوگند و همپيمان غمها و رنجهاست ... آفات و گرفتارىها و مرگ، او را اسير خود كرده است. بدهكارى است كه طلبكار، دست از او نمىكشد؛ يعنى اجل، طلبكارى است كه هر انسانى را دنبال مىكند، و دست از سرش بر نمىدارد تا طلبش را وصول كند. پس انسان، غريم و بدهكار است؛ بدهكارى كه در چنگال طلبكار ـ مرگ و آفات و بلايا ـ گرفتار شده است.
تعبير ديگرى كه بعضى آن را مناسب مقام امام حسن(عليه السلام) نمىدانند، اين سخن امام على(عليه السلام) است كه حضرتشان(عليه السلام) مىفرمايند: وَ قَرينِ الاَحْزانِ وَ رَصيدِ الاَفَاتِ و صَريعِ الشَّهَوَاتِ؛ تو اى جوان! قرين هموم و همراه حُزنها و اندوهها خواهى بود و آفات و مصائب به تو روى خواهند آورد و اسير و مغلوب خواهشهاى نفسانى هستى. كسانى كه اين تعابير را مناسب مقام امام حسن(عليه السلام) نمىدانند، مىگويند: در اينجا اينگونه فرض شده است كه گويا امام حسن(عليه السلام) انسانى است كه با شهوتها به مبارزه برمىخيزد و در اين مبارزه شكست مىخورد و نقش زمين مىشود. صريع به كسى گفته مىشود كه در مُصارعه و مسابقه كشتى، زمين مىخورد. پس صريع الشهوات؛ يعنى زمين خورده شهوتها، در حالى كه امام حسن(عليه السلام) زمين خورده شهوتها نمىباشند. امّا بايد توجه داشت كه اين بيان نيز مبيّن يك واقعيّت است. يعنى خداى متعال غرايز را آن چنان بر انسان مسلط كرده است كه انسان به كلى نمىتواند از اينها رها شود. اگر اين غرايز نباشند، اصلا زندگى دنيا ادامه پيدا نمىكند. چه آن غرايزى كه موجب بقاى زندگى شخصى مىشود؛ مثل خوردن و آشاميدن، و چه آن غرايزى كه موجب بقاى نوع انسان مىشود؛ مثل غريزه جنسى و چه ساير غرايز، همگى ابزارى هستند كه به وسيله آنها زندگى دنيا ادامه پيدا مىكند. پس خواهناخواه انسان طورى آفريده شده است كه نمىتواند به كلى خودش را از اين غرايز رها كند و به همه آنها جواب منفى بدهد. انسان عادى