پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٧ - پند پدرانه
آنها به دست مىآيد، فرا گرفتهام، گويا غير از عمر خودم، به اندازه عمر همه انسانهاى ديگرى كه قبل از من بودهاند، زندگى كردهام؛ يعنى به اندازهاى از آثار گذشتگان اطلاع دارم كه مىتوان گفت به همان اندازه هم عمر كردهام و گويا با همه آنها زندگى كرده و عمر صدها و بلكه هزارها انسان را دارا هستم. پس، از ذخاير علمى و تجربىاى برخوردار هستم كه نه تنها حاصل عمر يك انسان است، بلكه گويى حاصل عمر همه گذشتگان است. و اينك مىخواهم همه آن اندوختههاى علمى و تجارب را در اختيار تو بگذارم.»
گويا حضرت على(عليه السلام) با بيان اين سخنان مىخواهند بهطور ضمنى بفرمايند: اگر مىخواهيد كسى را تحت تربيت بگيريد، اول بايد اعتماد علمى او را به خود جلب كنيد. تا متربّى بداند كه با چه كسى مواجه است و آيا او قابليت تربيت نمودن را دارد يا نه؟! اگر شنونده و متربّى چنين اعتمادى به مربّى خود و گوينده داشته باشد، به حرفهايش درست توجه مىكند. اما اگر نداند كه با چه كسى مواجه است و چه كسى در صدد تربيت او برآمده و او را نصيحت مىكند، دقيق به سخن او گوش نداده و دل نمىسپارد و از پندهاى وى استفاده نمىكند؛ يعنى، درست و صحيح آن را درك نمىكند و در مقام عمل نيز درست و دقيق به آن عمل نمىكند. پس اگر حضرت(عليه السلام) در ابتداى اين سخنان مىفرمايند: «من حاصل عمر هزارها و ميليونها انسان پيشين را يكجا در اختيار شما قرار مىدهم و...»، از اينروست كه لازم مىبيند، متربى و مخاطب بايد با اعتماد بيشترى به سخنان مربى گوش دهد تا بتواند در تربيت موفق گردد. براى روشن شدن جايگاه اين نكته در تعليم و تربيت به اين مثال توجه كنيد: در نظر آوريد كه مىخواهيد به كسى هديهاى بدهيد. آن شخص گيرنده به همان اندازه كه اين هديه برايش ارزش دارد، به آن توجه و اهتمام دارد؛ مثلا براى يك هديه صدتومانى ـ با صرفنظر از ارزش معنوى آن ـ چندان بهايى قايل نيست و اگر گم شود براى او مهمّ نيست. لذا در نگهدارى از آن دقت و مراقبت زيادى نمىكند. ولى اگر آن هديه يك دانه برليان باشد كه در دنيا بىنظير است و قابل قيمتگذارى نيست، بيشتر توجه مىكند و اين هديه را درست حفظ و نگهدارى مىكند. گويا در اين وصيّتنامه، حضرت على(عليه السلام) ابتدا خود را معرفى مىكنند و موقعيّت خود