پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٦ - ٣ بعد تربيتى استخاره
از آسمان نازل كند و روزى وى را به او برساند. پس وسايلى كه در اين دنيا فراهم شده تا انسان با تلاش و كوشش از دل كوهها و درياها، غذاى خود را به دست آورد، همگى هزاران حكمت نهفته در خود دارد. از جمله اينكه اينگونه كارها و فعاليتها باعث ايجاد روابط اجتماعى مىشود و هر كدام زمينه هزاران تكليف را فراهم مىسازد و يا اين تلاشها و كوششها به نوعى صحنه و جلسه امتحان آدمى را فراهم مىنمايند تا با اين وسيله تكامل خود را رقم زند. حال در اين مقام، استخاره نيز نوعى تلاش است كه آدمى در موقع تحيّر و سرگردانى انجام مىدهد تا خير و شر خود را تميز دهد. يعنى حتى آنگاه كه عقل خود را ناقص و تجربه خود را ضعيف مىيابد، باز هم خود را تسليم تحيّر نمىسازد و از فعاليت باز نمىايستد و به دنبال يافتن خير و شر بر مىآيد كه خود نشان از تلاش مستمر او مىدهد. در واقع انسان، اول بايد نيروهاى خود را به كار بگيرد. و از فكر و تجربه خود بهرهبردارى كند و مشكلات و مسائل خويش را حل نمايد و آنگاه كه خود را عاجز ديد و عقل و تجربه خويش را كافى ندانست، از متخصصان و كسانى كه تجربه بيشترى دارند، كمك بگيرد و با آنها مشورت كند. و در نهايت اگر بعد از اين دو مرحله نيز دريافت كه همچنان راه نيل به حق مسدود و يا او از درك آن ناتوان است نبايد تن به تحيّر و سرگردانى سپارد، بلكه بايد از خدا خير خود را بخواهد و هر چه سريعتر گريبان خود را از چنگال سرگردانى و تحيّر نجات بخشد. خصلت برجسته مؤمن اين است كه هرگز مأيوس نشده و هميشه از خدا خير خود را طلب مىنمايد؛ يعنى در پهنه بيابان بىكران ناتوانى، شخص مؤمن مأيوس نمىشود و مىگويد: رَبِّ إِنِّى لِما اَنْزَلْتَ اِلىَّ مِنْ خَيْر فَقير[١]؛ خدايا هر خير و نيكى كه بر من فرو فرستى به آن نيازمندم! بنابراين مىتوانيم بگوييم كه مؤمن هرگز در زندگى به بنبست نمىرسد؛ چون اگر چنين وضعيتى نسبت به تشخيص مصلحت براى وى پيش آيد، هرگز مأيوس نشده و از خدا خير و مصلحت خود را مىطلبد و مىگويد: بار خدايا خودت مرا هدايت فرما! لذا از راه قرآن، و يا قبضه تسبيح و... مصلحت خود را از خدا مىخواهد.
پس شخص مؤمن بعد از اينكه از اسباب ديگر استفاده كرده و به جايى نرسيد، آنگاه به سراغ استخاره مىرود، نه اينكه بطور دايم و براى هر كار كوچك و بزرگ همانند آب خوردن و
[١] قصص/ ٢٤.