پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٦ - قلب سليم
عربى هم همين نسبتها دقيقاً استعمال مىشود. پس مىتوانيم بگوييم، كلمه «قلب» از دو حيثيتِ كاملا متفاوت برخوردار است: ١. حيثيت علم و ادراك ٢. حيثيت ميل و گرايش
همانگونه كه مقولاتى از قبيل آگاهى و دانستن و شناختن و مانند آن به دل نسبت داده مىشود، امورى از قبيل و كشش و ميل و گرايش ـ اعم از گرايش مثبت مانند محبت و گرايش منفى مانند دشمنى ـ هم به دل نسبت داده مىشود.
قلب سليم
با عنايت به مطالب فوق، مىتوان گفت قلب موجودى است كه، دو حقيقت متفاوت را داراست. به لسانى ديگر قلب موجودى است كه هم كارهايى را انجام مىدهد و هم حالاتى در او پديد مىآيد. در يك كلام گويا قلب براى تأثير و تأثّر، هر دو ساخته شده است. مثل اينكه، چشم براى اين ساخته شده است كه ببيند و اگر نبيند معيوب و يا نابيناست. دل هم بايد چيزهايى را ببيند و نيز چيزهايى را بشنود و نيز بايد حالاتى را بپذيرد و امورى در آن پديدار گردد؛ مثلا چيزهايى را بايد دوست و چيزهايى را بايد دشمن داشته باشد؛ يعنى قلب بايد گرايشهايى داشته باشد، همانگونه كه بايد بينشهايى داشته باشد. حال اگر دلى آنچه را كه مىبايست داشته باشد داشت، سالم است. و قرآن چنين دلى را قلب سليم[١] مىنامد. امّا اگر از آنچه كه مىبايست داشته باشد، برخوردار نبود و نسبت به آنچه كه بايد بداند، جاهل بود و يا در فهم آنچه را كه مىبايست بفهمد دچار اعوجاج و خطا شد و يا آنجايى كه بايد آرامش پيدا كند، مضطرب گرديد و آنجايى كه مىبايست بترسد، هيچ عكسالعملى نشان نداد و در يك كلام آنچه از او متوقَّع بود، بروز ننمود، اين دل، مريض است و قرآن در مورد چنين انسانهايى مىگويد: دلهاى آنها مريض است؛ فى قُلوُبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللّهُ مَرَضا[٢]. پس به اين اعتبارْ قلب و دل، همان روح انسان است و داراى ادراكها و ميلها و گرايشهايى است. حال اگر اين قلب، آنچنان كه بايسته است، باشد قلبى سالم و سليم است و اگر آنچنان كه مىبايست، نباشد، آن قلب، قلبى مريض است.
[١] يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ. اِلاّ مَنْ اَتَى اللّهَ بِقَلْب سَليم. شعراء/ ٨٩ ـ ٨٨. [٢] بقره/ ١٠.