پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٠ - آرامش دل
مهار در دست سوار بيايد. همانند اسبهايى كه تربيت نشدهاند و وقتى مىخواهند سوارشان شوند وحشىگرى مىكنند و بالا و پايين مىپرند و اجازه نمىدهند كه سوار، آنها را به طرفى كه مىخواهد، حركت دهد و گاهى صاحب خود را به زمين مىزنند. قلب انسان نير حالات و رفتارى شبيه حالات و رفتار اسبهاى تربيت نشده را دارد. آن قدر شهوات و تمايلهاى حيوانى و شيطانى و جاهطلبى و مقامپرستى و شهوات جنسى و امورى از اين قبيل در انسان قوى و نيرومند مىشود كه غلبه بر آنها دشوار مىگردد و به آسانى نمىتوان آنها را مهار كرد. به ديگر سخن، قلب چموشى مىكند و دهنهاش را مىكَند. همانگونه كه سواركار نمىتواند بر اسبى كه هنوز تربيت نشده، سوار شده و با آن حركت نمايد و سوار چنين اسبىشدن با زمينخوردن همراه است، آدمى هم با قلب چموش نمىتواند يك زندگى سالم و اعمالى پسنديده داشته باشد. با اين توصيف چه كار بايد كرد تا اين اسب سركش نفس را مهار و رام نمود و او را از اين حالت چموشى بيرون آورد؟ و چسان مىتواند به قلبى رام دست يافت؟
آرامش دل
اگر نفس يا قلب انسان از آن جهت كه داراى تمايلهاى حيوانى است چموشى نمايد؛ يعنى غرايز در او قوى و تحريك شود، به آسانى نمىتوان او را رام نمود. اگر چنين حالتى براى انسان پيدا شد تنها عاملى كه مىتواند انسان را از خطر نفس سركش رهايى بخشد، «ياد مرگ» است. انسان اگر ياد مرگ را به دل خود القا كند، دل او آرام مىگيرد. آدمى هر چه بيشتر بتواند دل را متوجه مرگ كند، اين اسب چموش بيشتر رام مىگردد؛ يعنى انسان به خود بفهماند كه بالاخره مُردن وجود دارد و هر چند الآن قوى و فعّال است، ولى اين قوّت روزى تمام خواهد شد و به پايان خواهد رسيد. به خود بگويد به قدرت خود مغرور نباش كه اين قدرت هم تمام مىشود و روزى خواهى مُرد. البته آدمى به هر وسيلهاى كه بتواند دل را متوجه مرگ بكند، اين اثر را به دنبال خواهد داشت. چون ياد مرگ است كه قلب را رام مىكند. در اين مورد نمونههاى زيادى وجود دارد و شايد همه ما بعضى از آنها را تجربه كرده باشيم. مانند اينكه در يك برهه از زمان، تمايلى خاص در ما قوى شده و قوّت مىگيرد، امّا در همان حال، توجه به