پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٥ - ٣ بعد تربيتى استخاره
رفع تحيّر خود به سراغ استخاره مىرود و دليل او بر انتخاب استخاره چيست؟ استفاده از استخاره به عنوان روشى جهت رفع تحيّر، احتياج به دليل تعبّدى خاص ندارد؛ چون اين عمل خود يك راه خروج از تحيّر است. آنجا كه عقل تحيّر را براى آدمىمضرّ مىداند، وسيلهاى را لازم مىداند كه وى را از تحيّر خلاصى بخشد. حال كه رفع تحيّر ضرورت يافت، بهكارگيرى هر وسيله مشروعى كه اين تحيّر را مرتفع سازد نيكو و شايسته است. در اين صورت كه استخاره براى رفع تحيّر بهكار گرفته مىشود، مطلوبيّت نيز مىيابد. استخاره در حقيقت نوعى دعاست. گويا با اين عمل، آدمى به خدا عرضه مىدارد: خدايا من متحيّرم و تو از همه آگاهتر و رحيمتر هستى، پس آن راهى را كه خير من در آن است به من نشان بده! به بيان ديگر انسان در استخاره، يك آيه قرآن را وسيله قرار مىدهد تا از اين راه بفهمد كه خير او در نظر خداوند چيست؟ در واقع از آنجا كه شخص مؤمن به خداى متعال اعتماد و حسن ظن دارد و مىداند كه خدا عليم و قادر است، عرضه مىدارد: خدايا من دعا مىكنم، تو دعاى من را مستجاب فرما و راه خير را به من بفهمان! و چون شخص مؤمن چنين حُسن ظنى به خدا دارد لذا وقتى از او راهنمايى مىخواهد، مطمئن است كه خدا هم او را به راه راست راهنمايى خواهد كرد.
بنابراين اگر دليل شرعى خاص بر استخاره نداشته باشيم، باز هم خلاف شرع نيست. چون در واقع با استخاره چيزى را علامت قرار مىدهيم و مىگوييم: خدايا تو راه خير و شر را به وسيله اين علامت به من بنما! البته دليل شرعى خاص و روايات زيادى نيز در مورد استخاره نقل شده است كه بيان آن از حوصله اين مقال خارج است.[١]
٣. بعد تربيتى استخاره
واضح است كه سنّت و ناموس الهى اينگونه نيست كه انسان از يك راه غيرعادى واقعيتها را كشف و به آنها علم و آگاهى پيدا كند. همانطور كه رزق و روزى وى را از راه غيبى تأمين نمىكند و براى كسب روزى هزاران اسباب و وسايل قرار داده است كه هر يك خود هزاران حكمت دارد، و گرنه خدا عاجز نيست كه جلوى در خانه هر كسى يك زنبيل غذا و آذوقه و...
[١] براى توضيح بيشتر به كتاب بحارالانوار، ج ٧٧ و ج ٩١ و كتاب «ارشاد المستبصر فى الاستخارات» مىتوان رجوع نمود.