پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٦ - چگونه مسير زندگى را طى كنيم؟
مىپيماييد جانب احتياط را بيشتر مد نظر داريد. لذا هر چند كيلومتر كه مىرويد ماشين را متوقف مىسازيد و وضعيت آن را كنترل مىكنيد و ساير اقدامات احتياطى لازم را به عمل مىآوريد. به هرحال طبع و عقل انسان به گونهاى است كه اگر در مسير و راهى است و مقصدى را پيشرو دارد، هرگز جانب احتياط را در مورد مسير و وسيلهاى كه او را به مقصد مىرساند، از نظر دور نمىسازد و تا به مقصد نرسيده ناآرام و بىقرار است. حال با اين وصف، در آن راهى كه پايانش معلوم نيست، چگونه مىتوان راحت نشست و هيچ دغدغه عقب ماندن و دور افتادن از كاروان را نداشت!! آنچه تاكنون گفتيم تنها يك بُعد موضوع و مسأله بود ولى مشكل دوم هنوز بر زمين مانده است. مشكل، فقط طول مسير نيست، بلكه اين راه راهى است پر خطر، كه هر لحظه در معرض لغزش هستيم و درّههاى هولناك پرپيچ و خم كوهستانى را پيش روى داريم كه غفلت اندك، لغزيدن در قعر درّه را به دنبال دارد.
در يك كلام، راهى كه در پيش داريم هم طولانى است وهم دايماً با خطر همراه است و در هر لحظهاى هزاران خطر در كمين ماست. اگر خوب و دقيق در كنار و گوشه مسير نگاه كنيد و دقت نماييد افرادى را مشاهده مىكنيد كه سخت لغزيدهاند و از حق منحرف شدهاند. كسانى لغزيدند كه اصلا باور نمىكرديم، و آنچنان از مسير حق منحرف و دچار شك و وسوسه شدند كه تا مرز انكار پيش رفتند. البته اين تنها آن مقدارى است كه ما مىفهميم و از آن اطلاع داريم در حالىكه خيلى از لغزشهاست كه بر ديگران پوشيده است و اطلاع پيدا نمىكنند و كارشان مستور مانده و خدا هم پرده، بر روى اسرار آنها انداخته است. مبادا از خطرهايى كه دايماً در مسير است، غفلت ورزيم. پس مسير زندگى دو ويژگى دارد: يكى اين كه بسيار طولانى است و ديگر آن كه بسيار پر خطر و هراسانگيز است: وَاعْلَمْ يا بُنَىَّ اَنَّ اَمامَكَ طَريقاً ذامَسافَة بَعيدَة، وَاَهْوال شَديدَة.
چگونه مسير زندگى را طى كنيم؟
اينك كه راهى چنين طولانى و پرخطر را پيش روى داريم، وظيفه چيست؟ آيا مىتوان از حركت باز ايستاد و خود را از خطر مصون داشت؟ پاسخ، بدون بيان، واضح است كه انسان چارهاى جز بودن ندارد و زمان او را با خود مىبرد. پس چه بخواهيم چه نخواهيم به سمت