پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢ - پيشينه سخن
اما بعد؛ اينك كه به وضوح پشتنمودن دنيا و چموشى و گردنكشى آن را دريافته و روىآوردن آخرت را ديدم بايد مرا از ياد هر كسى جز خودم و از توجه به آنچه پشت سر نهادم باز دارد، لكن وقتى كه فكرم صادقانه و صريح بر من آشكار شد و از پيروى هوى و هوس جلوگيرم شد و حقيقت كار را بر من هويدا نمود، و آن گاه كه مرا به جدّى كه از شوخى عارى و صدقى كه از هر كذب برى است رهنمون گشت، تو را پارهاى از خود، بلكه تو را تمام جان خودم يافتم تا بدان جا كه اگر آسيبى به تو رسد، [گويا] به من رسيده و اگر مرگْ تو را دريابد، رشته زندگى مرا بريده. و از همين روى كار تو را چون كار خود شمردم و اين اندرزها را به تو دادم تا تو را پشتيبان بود. خواه من زنده و در كنار تو باشم و خواه مرده باشم.
پيشينه سخن
بعد از استناره و استفاده از حديث معراج و مواعظ خداى متعال كه در شب معراج براى پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) بيان فرموده بودند، و نيز بعد از آن كه دل خود را با مواعظ رسول خاتم(صلى الله عليه وآله) به يكى از بهترين و برگزيدهترين اصحابشان ـ حضرت ابوذر رضوانالله عليه ـ منوّر ساختيم، اينك اگر خداى متعال توفيق بدهد درباره وصاياى اميرالمؤمنين(عليه السلام) به فرزند دلبندشان، امام حسن مجتبى صلوات الله عليه صحبت نموده، از آن استفاده مىكنيم.
اين وصيّت را مرحوم مجلسى رضوان الله عليه در كتاب شريف «بحارالانوار»[١] نقل فرموده و مرحوم حرّانى نيز آن را با اندك تفاوتى در «تحف العقول»[٢] آورده است. همچنان كه مرحوم سيد رضى رضوانالله عليه نيز آن را در «نهجالبلاغه»[٣] جمعآورى نموده است. البته اين حديث در كتابهاى ديگرى هم نقل گرديده كه در بيشتر موارد از آن به عنوان وصيّت اميرالمؤمنين(عليه السلام) به حضرت امام حسن مجتبى صلواتالله عليه تعبير شده است. درخور عنايت است كه در بعضى از منابع، مخاطب حضرت على(عليه السلام) در اين وصيّت، محمّد حنفيّه
[١] بحارالانوار: ج ٧٤، ص ٢٠٠. [٢] تحف العقول: ص ٧٠. [٣] نهج البلاغه: نامه ٣١.