پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤١ - استمداد از خدا و ديگران
مىكند و در مقابل هيچ بندهاى ذليل نشده و احساس ذلت نمىكند، بلكه فقط و فقط در برابر خداوند و دستورهاى او خضوع و كرنش مىنمايد و اگر در برابر برخى افراد تواضع و خضوع مىكند، آن نيز به انگيزه امتثال امر خداوند و در واقع كرنش در برابر دستور حضرت سبحان است؛ يعنى چون خدا دستور داده است كه در مقابل برخى افراد مانند پدر و مادر خضوع كنيد؛ وَاخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَة[١]، در برابر آنها تواضع مىكند، كه در اين موارد نيز اين خضوع، در واقع، خضوع برابر امر خداست. يعنى چون خدا فرموده است، احترام و خضوع مىكند و در واقع اين احترام، احترام به خداست. چنين خضوع هرگز احساس ذلت نمىآورد؛ زيرا اين تذلّل، تذلّل در پيشگاه الهى و به دستور اوست. امّا اگر معتقد ٠باشد كه بدون اين چاپلوسىها و فروتنىها به خواسته خود نمىرسد در اين صورت تن به ذلت سپرده و در واقع به نوعى شرك مبتلا شده است؛ چرا كه ديگران را هم در مُلك خدا مؤثر مىداند. و از جانب ديگر اعتقاد و ايمانش ضعيف و احساس شكست و حقارت و كوچكى و پستى بر روح او حاكميت دارد و بر گستره اعمال او نفوذ نموده است، در حالىكه هرگز خداوند سبحان راضى نيست كه بندهاش اينگونه باشد. خدا مىخواهد كه دل بندهاش متوجه او و چشمش به دست او باشد و در مقابل هيچ كس تذلل نكند، مگر در مواردى كه خشوع و خضوع نسبت به ديگران حكمتى داشته باشد و خدا به آن امر فرموده باشد؛ مانند خضوع نسبت به پدر و مادر و استاد و مؤمنان، آنهم از اين جهت كه آنها بندگان شايسته خدا هستند و در نزد خدا از جايگاه ويژهاى برخوردار مىباشند و احترام نمودن آنها، در واقع، تذلّل در مقابل خداست.
بنابراين اگر آدمى به خاطر رسيدن به نعمتهاى دنيوى در مقابل كسى خضوع نمايد، مرتكب نوعى شرك شده است، افزون بر اينكه خداوند هم دوست ندارد بندهاش در بند اراده ديگران باشد، بلكه مىخواهد خالص براى خودش باشد. همانگونه كه مىفرمايد: اَلا لِلّهِ الدِّينُ الْخالِص[٢]؛اى بندگان آگاه باشيد كه دين خالص (بى هيچ شرك و ريا) براى خداست، و نيز مىفرمايد: وَ ما اُمِرُوا اِلاَّ لِيَعْبُدُوا اللّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّين[٣]. حضرت(عليه السلام) هم بر همين اساس
[١] اسراء/ ٢٤. [٢] زمر/ ٣. [٣] بينه/ ٥.