پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٣ - غرور، آفت علم
مىكشد و درس مىخواند و به راحتىها و آسايشها پشت پا مىزند ولى در مسير تحصيل علم به اشتباهها و آفتهايى مبتلا مىشود كه درس خواندن نه تنها برايش مفيد واقع نمىشود، بلكه زيانهايى بسيار را به بار مىآورد و حسرت فراوانى را به دل او مىگذارد. از همين روست كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) بعد از توجه به اصل هدف و پيدايش يك بينش نسبت به زندگى دنيا و آخرت، عنان كلام را به بيان لغزشها و آفتها و خطرهايى كه در راه تحصيل علم براى طالبان علم و همه كسانى كه از علم بهره مىبرند وجود دارد، مىچرخانند و مىفرمايند: ثُمَّ فَزَّعْتُكَ بِانْواعِ الجَهالاتِ...؛ يعنى بعد از اينكه اهميت آخرت را بيان كردم و مقام دنيا را در مقايسه با آخرت توضيح دادم، حال تو را از جهالتهايى كه در مسير زندگىات وجود دارد و ممكن است به آن مبتلا شوى برحذر مىدارم. مبادا گمان كنى چون عالم هستى، از اين جهالتها مبّرا مىباشى بلكه اشتباهات و دامهاى فريبنده شيطان در كمين توست و حتى اين بحرانها تو را بيشتر از ديگران تهديد مىكند.
غرور، آفت علم
پرداختن به آفتها و لغزشهايى كه در راه تحصيل علم وجود دارد به اندازه بيان عوامل تقويتكننده آن، بلكه بيشتر از آن، اهميت ادرد. از اينروى حضرت على(عليه السلام) مطالبى را در اين مورد ذكر مىفرمايند كه در واقع يك دوره فشرده آداب تعليم و تربيت را در بر دارد و از قواعدى سخن مىگويند كه هر شخص بصير و آگاه كه در صدد تحصيل علم مىباشد، بايد به آنها ملتزم و پايبند گردد و گرنه از تحصيل خود طرفى نخواهد بست.
حضرت(عليه السلام) به عنوان اوّلين هشدار، اصرار دارند كه محور همه آفتهايى كه علم و عالم را تهديد مىكند، غرور است. البته تمام آفات منحصر در اين يك آفت نيست، ولى مىشود گفت كه محور اصلى و اساسى تمام آنها همان غرور است. انسان جاهل در مقابل هر مطلبى كه نمىداند، جز يك سؤال هيچ ندارد و اين دارايى عين ندارى است و او به جهل خود آگاه است. اين حالت به او اجازه نمىدهد تا به خود ببالد و خود را برتر بداند، بلكه چون مىفهمد كمبودهايى دارد كه بايد مرتفع گردد، تواضع مىنمايد تا كمبود ذهنى خود را مرتفع سازد.