پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٣ - صبر و تصبّر
در اينجا احتمال معناى ديگرى هم وجود دارد كه «اَشْعِرْهُ» به معناى «اَعْلِمْهُ» باشد؛ يعنى از شعور به معناى آگاهى گرفته شده باشد. و لذا وقتى آن حضرت(عليه السلام)مىفرمايند: «صبر را شعار قلب، قرار بده»؛ يعنى، همانگونه كه در جنگ شعار داده مىشود تا موجب شناخت و آگاهى گردد، در اينجا نيز با شعار و آگاهى دادن، قلب را از صبر آگاه ساز تا مبادا در مقابل وسوسههاى شيطانى استقامت خود را از دست بدهد و از مسير حق منحرف گردد. البته معناى اوّل «اَشْعِرْ» كه به معناى شعار و لباس زير مىباشد، مناسبتر است؛ يعنى: اِجْعَلِ الصَّبْرَ شَعَاراً لَه؛ صبر را لباس زيرين قلب قرار بده. طبق اين معنا، قلب به صورت موجودى تصور شده كه لخت و عريان است و به لباس احتياج دارد. اين لباس گاهى لباس رو مىباشد كه درست به تن نمىچسبد و لذا بر روى تن تأثير چندانى ندارد. و بيشتر در ظاهر و در تماس با ديگران مؤثر است و نقش دارد. امّا گاهى لباس زير مقصود است كه به تن مىچسبد و در اينجا منظور اين است كه صبر، همانند لباس زير به قلب بچسبد و با متن و حاق قلب تماس داشته باشد. اين نوع لباس است كه مناسب قلب مىباشد، چون اين نوع لباس است كه در قلب تأثير دارد و حالتى را در درون قلب به وجود مىآورد كه او را از جزع و فزع و بىتابى خلاص و رها مىسازد.
انسان وقتى خواستهاى دارد و به آن نمىرسد و يا به مصائبى مبتلا مىگردد و يا مشكلاتى براى او پيش مىآيد و با گرفتارى و ناخوشى و مرض و فقر و يا هر چيز ناخوشايندى؛ مانند همسايه بد و رفيق نامناسب و ... مواجه مىشود، يكى از دو نوع برخورد و عكس العمل را نشان مىدهد: يا در مقابل اين مشكلات جزع و فزع مىكند، داد و فرياد مىزند، بىتابى مىكند و لب به گله و شكايت مىگشايد، ناراحتى مىنمايد و مضطرب مىشود و آرامش خود را از كف مىدهد، يا در مواجهه با مشكلات خم به ابرو نمىآورد و بىتابى نمىكند و توان تحمل اين مشكلات و مصائب را دارد و آنچه در اين مقام، مقصود و مهمّ مىنمايد همانا يافتن روش صحيح عكس العمل به اين مشكلات و مصائب است، چون نحوه برخورد با حوادث و رويدادها و نشان دادن عكس العمل تا حدود زيادى در اختيار خود انسان است؛ به گونهاى كه اگر انسان خودش را درست تربيت كند و تمرين صبورى نمايد و سعه صدر تحصيل كند،