پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٤ - مذمت دنيا، چرا؟
هميشه در برابر چشم او حاضر است، ولى درك انسان از آخرت از روشى است كه اينگونه جلوهگرى را ندارد و هميشه آخرت را در برابر ديدگان ظاهربين انسان مجسّم نمىسازد. از اينرو توجه انسان به دنيا و جاذبههاى آن بيشتر خواهد بود و او را از هدف و مقصد نهايى غافل مىسازد. پس به كسى احتياج دارد كه به او تذكر دهد و وى را از خواب غفلت بيدار نمايد.
اميرالمؤمنين(عليه السلام) هم در همين راستا در چند فراز و چندين مرتبه، نسبتِ زندگى دنيا و آخرت و اهميت آخرت را براى امام حسن(عليه السلام) بيان مىفرمايند و اينك بخشى ديگر از آن را پيش روى داريم كه مىفرمايد:
وَاعْلَمْ اَنَّ اَمامَكَ طَريقاً ذامَسَافَة بَعيدَة، وَاَهْوال شَديدَة؛ فرزندم، بدان كه پيش روى تو راهى بس دراز و بسيار طولانى قرار دارد و مسيرى خطرناك و پرخوف و هراس را بايد پشت سر بگذارى.
بنابراين علت تمام اين تكرارها، زدودن غفلت از فضاى ذهن و قلب آدمى است تا انسان را از تأثير جلوههاى جذاب دنيا كه وى را به خواب ناز غفلت فرو مىبرد، بيدار سازد.
مسير زندگى
همانگونه كه گذشت زندگى دنيا گذرگاهى است كه انسان را به آخرت مىرساند و اين زندگى، راه عبورى بيش نيست، يك راه و مسير طولانى و پرخوف و خطر كه انسان، چارهاى جز گذر از آن را ندارد. البته مسافتى كه اينجا مورد توجه است، مسافت جغرافيايى نيست كه انسان از اين نقطه حركت كند و به جاى ديگرى برسد و در اين مدت چند كيلومتر هم طى مسافت نمايد، بلكه اين مسافت همان عمر است كه طى مىشود.
اين سفر، دو خصوصيت دارد: يكى اينكه خيلى طولانى است و امتداد آن فوق توان و تصور ماست و معلوم نيست در كجا و چه زمانى تمام مىشود و عقل هرچه نيرو صرف كند و در حركتش شتاب بگيرد به منتهاى آن نمىرسد و از درك آن عاجز است. ويژگى ديگر اين سفر اين است كه مسيرى پرخطر و هولناك دارد؛ بهگونهاى كه لحظه به لحظه لغزش و انحراف در كمين انسان است و آرام و قرار را از وى سلب مىكند و يك آن غفلت، يك عمر پشيمانى و