پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠١ - ديدگاه حق در مورد دنيا
و هزينهاى را به جان مىخرد و تنها يك همت و انديشه در ذهن دارد و آن رسيدن به منزل و مقصود است. در نظر او هيچ چيز محبوبتر از آنچه او را به منزل محبوب نزديك كند، نيست. اين سخن، بيان حال كسانى است كه، دنيا را آنچنان كه هست شناختند و درك كردند.
ولى در برابر اين بينش، عقيده كسانى قرار مىگيرد كه ظاهر دنيا را ديدند و فريب خوردند و به همين ظاهر دلربا دل بستند و آن را پسنديدند. همانند افرادى كه به ظاهر دل فريب ماده تلخى كه به لعاب شيرينِ و خوشرنگ و خوشطعم و جاذبى پوشيده شده، فريفته مىشوند، ولى وقتى آن را مىخورند پى به تلخى آن مىبرند، افراد كوتهفكر و سبكانديش هم از ظاهر دلچسب دنيا فريب مىخورند و گمان مىكنند كه مطلوب واقعى همين دنياست. غافل از اينكه اين ظاهر جذّاب و لعاب شيرين در حقيقت، يك زهر كشنده است. چون آنها ظاهر دنيا و رنگ و لعاب ظاهرى آن را ديدند ولى باطن آن را درك نكردند، فريب خورده و از واقعيت آن دور ماندهاند.
يكى از تعبيراتى كه قرآن كريم در مورد دنيا به كار مىگيرد، تعبير «متاعالغرور» است كه مىفرمايد: وَمَاالْحَياةُ الدُّنْيا اِلاَّمَتاعُ الْغُروُر[١]؛ زندگى دنيا جز فريب نيست» معناى غرور در اينجا همان مفهوم عرفى رايج در زبان فارسى نيست. بلكه غرور همانا به معناى فريب است. يعنى دنيا ابزار نيرنگ و فريب است. مانند پستانكى كه براى بازداشتن كودك از مطلوب واقعى در دهان او مىگذارند و او را از پستان مادر غافل مىسازند و دور نگه مىدارند. و يا مثل رنگ و لعابى كه روى زهر كشندهاى مىكشند و آن را به عنوان يك خوردنى مطلوب و خوشطعم و رنگ به خورد غافلان مىدهند. چون آنها صرفاً به رنگ و شيرينى ظاهرى و سطحى آن نگاه مىكنند، فريب مىخورند.
البته توجه داريم كه فريبخوردههاى دنيا نيز خود چند گروه هستند: اولين گروه آنهايى مىباشند كه ديدگاهى حيوانى نسبت به دنيا دارند. همينطور از دو گروه ديگر كه دنيا را محل گذر مىدانند، آنهايى كه دنيا را پوچ و هيچ مىپندارند نيز جزء فريب خوردهها هستند. يعنى چه آنهايى كه از درك حقيقت دنيا غافل شدند و چه كسانى كه حقيقت دنيا را درك كردند، و آن
[١] آل عمران/ ١٨٥.