پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٢ - استمداد از خدا و ديگران
مىفرمايد: أَخْلِصْ فِى الْمَسْأَلَةِ لِرَبِّكَ. لذا به همان اندازه كه انسان ناخالصى داشته باشد و غير خدا در اعمال و وجود او نفوذ كرده باشد، از ارزش او كم مىشود. همانگونه كه ناخالصى طلا عيار آن را پايين مىآورد و از ارزش آن مىكاهد، گاه يك نفر آنقدر ضعيف و ناخالص مىشود كه ديگر طلايى در وجودش ديده نمىشود. ارزش انسان نيزمانند طلا، بسته به ناب و خالص بودن اوست. خدا مىخواهد بندهاش ناب و خالص باشد و موجود ديگرى در او سهم نداشته باشد. البته اين علامت بخل خدا نيست، بلكه كمال بندهاش را مىخواهد، كه اگر اينگونه شد به خدا نزديك مىشود و تكامل پيدا مىكند. و خدا چون كمال و سعادت بندهاش را مىخواهد، وى را از ابتلاى به شرك بر حذر مىدارد و به او مىگويد خود را براى من خالص كن.
اگر آدمى معتقد باشد كه رسيدن به نعمتى و يا محروم شدن از نعمتى به دست خداست، در مقابل هيچ شخص ديگرى خضوع و خشوع و اظهار تذلل نمىكند و اگر هم گامى در برابر ديگران خضوع مىكند، از اينروست كه خدا دستور داده است، لذا در واقع تذلل او فقط در پيشگاه الهى است. خداى متعال در مقام تبيين اين معنا مىفرمايد: إنْ يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ اِلاّ هُوَ وَ إِنْ يُرِدْكَ بِخَيْر فَلا رادَّ لِفَضْلِهِ يُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِه[١]. اگر چه در اين آيه مخاطب، پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) هستند اما منظور اين است كه ما را آگاه سازند والاّ روشن است كه معرفت آن حضرت(صلى الله عليه وآله) بسيار بيشتر از حدّ درك ماست. به هرحال خدا مىفرمايد: اگر بخواهم ضررى به تو برسانم، هيچ كس نمىتواند جلوى مرا بگيرد و اگر بخواهم نفعى هم به كسى برسانم، كسى نمىتواند منع كند، پس چرا دل تو متوجه غير خداست و چرا اميد تو به غير اوست؟ مگر ديگران چه دارند كه خدا ندارد؟! و ديگران چه دادهاند كه او نداده است؟! آيا سزاوار است كه بنده خداشناس به غير خدا توجه نمايد و براى گدايى در خانه هر بيگانهاى برود؟! ولى در خانه محبوب نرود. كوبه در منزل نيازمندان را بكوبد ولى كوبه در خانه بىنياز را نه! انسان هر چه دارد، از گدايى به درگه حضرت بىنياز است و هر آنچه در اختيار اوست جملگى عاريه است. حال، بنده خداشناس چگونه به اموال عاريتى ديگران دل ببندد، امّا به صاحب مال و ثروت عالم و صاحب هستى، توجه نكند؟ آيا اين جز جهالت و نادانى است؟! پس عاقلانه آن است كه: اَخْلِصْ فِى المَسْأَلَةِ لِرَبِّكَ فَاِنَّ بِيَدِهِ الْعَطَاءُ وَالْحُرِمانُ.
[١] يونس/ ١٠٧.