پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٤ - صبر و تصبّر
مىتواند توان تحمّل خود را در برابر مشكلات افزايش داده، بر پيشآمدهاى روزگار فايق آيد. ولى اگر از اين روحيه برخوردار نباشد، در برابر مصائب زود از كوره به در رفته، داد و فرياد به آسمان مىرساند، بىتابى مىكند و در مواجهه با اندك مشكلى متانت و سنگينى خود را مىبازد و عنان اختيار از كف مىدهد.
ناگفته نماند كه تصبّر با صبورى تفاوت دارد؛ چرا كه گاهى انسان در ظاهر اظهار بىتابى نمىكند و داد و فرياد نمىزند، امّا دل او مضطرب است و آرامش درونى ندارد و در انجام كارهاى روزمرّه و اداره زندگى ناتوان مىماند. آرامش ظاهرى دارد ولى در واقع، حال او همانند انسانهاى ضعيف و مضطرب است و در عمق جانش بىقرار است امّا مطلوب آن است كه اين حالت آرامش از ظاهر به درون و عمق قلب سرايت كند و قلب از باطن به حالت صبر، شكيبايى، بردبارى و تحمّل سختىها متّصف شود، در اين صورت يك انسانى موفّق خواهد بود. ولى اگر صرفاً در ظاهر اظهار تصبّر نمايد ولى در باطن اضطراب داشته باشد، اين چنين شخصى نمىتواند آدم موفّقى باشد؛ چون در پى هر كارى كه برود پيشرفتى ندارد و سرمايه عمر و هستى و دستاوردهاى زندگى را از دست مىدهد. وقتى انسان مىتواند از وقت و عمر و امكاناتش درست استفاده كند كه دلش آرام باشد و اضطراب نداشته باشد. البته بايد توجه داشت، هرگز مقصود اين نيست كه منتظر زندگىاى بىمشكل و بى دغدغه باشيم؛ چرا كه مشكلات براى همه پيش مىآيد و زندگى دنيا بدون سختى نيست و از اساس، آفرينش انسان با سختى و رنج توأم است: لَقَدْ خَلَقْنَا الاِْنْسَانَ فى كَبَد[١] اگر چه شكل مشكلات با هم فرق مىكند، ولى هيچ انسانى نيست كه در اين عالم بدون سختى زندگى كند. هرچند انسانها از نظر مدت ابتلا به سختى و نوع آن با هم متفاوتند، ولى زندگى همه آنها سختى عجين گشته است. اگر انسان خود را به گونهاى تربيت كند كه در مقابل سختىها صبور بوده و تحمل داشته باشد و خودش را نبازد، انسان موفّقى خواهد بود. مقصود تعاليم الهى نيز همين است، اما اگر نازپروردهاى باشد كه به محض مواجه شدن با هر سختى و يا پيشامدى خود را ببازد، اين چنين انسانى در مقابل كشاكش روزگار، دوام نياورده و از درون از هم فرو مىپاشد. رمز
[١] بلد/ ٤.