پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٢ - فطرت، تشنه علم
نيز در پرتو تحصيل علم ممكن مىگردد. البته از جانب ديگرى مىدانيم كه تحصيل علم خود مطلوب فطرى انسان است. يعنى انسان قبل از اينكه به بلوغ عقلانى برسد در نهاد خود يك انگيزه فطرى براى تبديل مجهولات به معلومات دارد؛ مثلا اگر دقت كرده باشيد كودكان سه تا پنج سال معمولا زياد سؤال مىكنند، اين بدان جهت است كه يك عطش فطرى آنها را وا مىدارد تا مجهولات خود را به معلومات تبديل كنند و چيزهايى را بدانند. پس وقتى مىگوييم تحصيل دانش، فطرى است و از يك انگيزه ناخودآگاه برمىخيزد به اين معناست كه هرگز در ارزشمندى علم شك و ترديد ندارد و براى تحصيل علم، لازم نيست ابتدا سودمند بودن آن را اثبات كند و آنگاه اقدام نمايد؛ يعنى ننشسته حساب كند كه چرا من بايد سؤال كنم و چرا بايد مجهولات خود را به معلومات تبديل نمايم؟! بلكه انگيزهاى ناخودآگاه او را سوق مىدهد تا جواب مجهولات خود را پيدا كند. از اينرو از همان دوران طفوليت اين انگيزه در درون انسان شعله مىكشد و او را در پى تحصيل علم حركت مىدهد. البته گاهى اوقات اين انگيزه فطرى به وسيله عوامل خارجى، تقويت و تشديد مىگردد؛ مثلا بعد از اينكه انسان به بلوغ درك رسيد و فهميد كه بايد مسايل زندگى خود را با تكيه به علم و دانش حل كند و راه و رسم زندگى را بياموزد و بى فروغ دانش ره به جايى نخواهد برد، تحصيل علم براى وى ارزش مضاعف خواهد يافت و انگيزه وى براى تحصيل علم و دانش دو چندان مىگردد. بايد توجه داشته باشيم كه عوامل خارجى، هميشه تقويتكننده يك انگيزه نيستند بلكه همانگونه كه مىتوانند تقويت كننده باشند، در برخى موارد باعث تضعيف يك انگيزه نيز مىشوند؛ مانند بعضى خطرات و آفاتى كه در راه تحصيل علم وجود دارد و موجب تضعيف انگيزه تحصيل علم مىشوند كه اگر انسان توجهى به اين خطرها نداشته باشد، موجب خاموشى دايم اين انگيزه مىشوند؛ يعنى در حالى كه اين انگيزه مىتوانست موجب تقرب الى اللّه و تكامل و شناختن راه سعادت گردد، به علت تضعيف آن، در مسير جهالتها و دامهاى رنگارنگ شيطان بروز مىيابد و به جاى تعالى و ترقى، موجبات انحطاط انسان را فراهم مىسازد و حتى گاه حيات را تهديد مىكند. گاهى اوقات اين گرفتارىها آن چنان عميق مىگردد كه آنچه آموخته، بيش از آنكه برايش نافع باشد، مضر واقع مىشود و مايه حسرت وى مىگردد. چون زحمت