پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣١ - اقسام صبر
آن معاصى مبتلا نگردد، آن را «صبر على المعصية» مىگويند؛ يعنى خود نگهدارى و آلوده نشدن به گناه نيز صبر است.
قسم ديگر صبر، صبر در انجام طاعات است. انجام تكليف الهى هميشه آسان نيست. مثلا درس خواندن به عنوان يك تكليف، كار آسانى نيست. عالمشدن، مشكل است. يك وقت كسى مىخواهد فقط نمره بگيرد البته در اين صورت مشكلات كمترى دارد، امّا اگر بخواهد چيزى ياد بگيرد و عالم و دانشمند بشود و يا بخواهد وظيفهاش را انجام بدهد، كار آسانى نيست، بلكه بايد استخوانها نرم نمود و مغز ساييد تا به هدف نايل شد. به يقين شنيدهايد كه مىگويند: ملاشدن چه آسان، آدم شدن چه مشكل، ولى مرحوم حاج شيخ عبدالكريم رضوان الله عليه مىفرمودند: ملاشدن چه مشكل، آدم شدن محال است. به هرحال تحصيل كردن و دانشمند شدن به ويژه اگر به قصد طاعت و انجام تكليف شرعى باشد با تحمّل محروميتها و مشكلات همراه است و در هر صورت اگر بصيرت داشته باشيم و موقعيت خود را بفهميم و وظايف خود را دريابيم، هرگز در مقابل مشكلات تسليم نشده و از انجام هر كارى كه ما را در انجام آن تكاليف موفق سازد، فروگذار نخواهيم نمود.
بنابراين اگر حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) مىفرمايد: اَلصَّبْرُ نِصْفُ الاْيمان[١]، و يا امام صادق(عليه السلام) مىفرمايند: اَلصَّبْرُ رَأْسُ الاْيمان[٢]، اين تعبيرها هرگز مبالغه نيست. حتى اگر كسى بگويد صبر، نصف اعظم ايمان است، باز هم مبالغه نكرده است. اگر انسان بخواهد رفتارى پسنديده و خداپسند داشته باشد و پيرو على(عليه السلام) باشد، بايد خودش را به تحمل سختىها عادت بدهد و هرگز اين چنين نيست كه حالت صبوريت و صبّاريت به طور آنى و فورى براى آدمى محقق شود، بلكه با تمرين به دست مىآيد و ممارست مىخواهد و آدمى وقتى مىتواند تمرين كند كه علىرغم وجود كارهاى آسان، به كار سخت تن بدهد؛ مثلا با وجود غذاى لذيذ از خوردن آن خوددارى كند تا بر نفس خود مسلط بشود. اگر غذاى لذيذ نداشت و مجبور شد غذاى نامطلوب بخورد كه اين، هنر نيست. اگر زمانى كه غذا در سفره آماده است و بوى آن همه جا پر نموده و اشتها را تحريك كرده است، خوددارى نموديد و نخورديد و يا حداقل چند دقيقه
[١] بحارالانوار: ج ٨٢، ص ١٣٧، روايت ٢٢. [٢] كافى: ج ٢، ص ٨٧، روايت ١.