رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧٢ - درخواست امامت متقين در تحليلى عميق تر
اكنون وضعيت انسان در مسير تكامل، چيزى شبيه محورهاى مختصات است. خداى متعال آدمى را به گونهاى آفريده كه اولا مىتواند هم سير مثبت و هم سير منفى داشته باشد، و ثانياً براى هركدام از اين سير مثبت و منفى حدى وجود ندارد و انسان هر مرتبهاى از مراتب سير، اعم از مثبت و منفى، را كه پشت سر گذاشته باشد باز هم مرتبهاى ديگر وجود دارد كه مىتواند به آن برسد. انسان در مسير تكامل، هم مىتواند آنقدر بالا رود و به خدا نزديك شود كه به مرتبه « قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى»[١] برسد، و مىتواند هم آنچنان سقوط كند كه جايگاهش «أَسْفَلَ سافِلِين»[٢] گردد. اين وضعيت آدمى بر روى محور yها است كه ميزان صعود يا سقوط انسان را مىتوان با توجه به آن تصوير كرد.
و اما براى تصوير «كيفيت» صعود يا سقوط انسان بايد محورxها را در نظر بگيريم . امورى كه موجب صعود يا سقوط انسان مىگردند بسيار متعددند و بسته به تركيبهاى مختلف اين امور مىتوان بىنهايت فرض براى آن در نظر گرفت. براى مثال، xهاى مثبت كه همان كارهاى خوب و اعمال صالحند، طيف وسيعى از اعمال را شامل مىشود. نماز، روزه، حج، زكات، امر به معروف، نهى از منكر، تلاوت قرآن، خدمت به مؤمنين، نيكى به پدر و مادر، ايثار، عفو و نوازش يتيم نمونههايى از اين اعمالند. اينكه هركس كدام يك از اين اعمال، و از هركدام به چه ميزان، و همچنين چه تركيبى از آنها را انجام دهد فروض بسيار متعددى را به وجود مىآورد كه حقيقتاً قابل محاسبه نيست. علاوه بر اين، خود روابط اين اعمال با يكديگر و تأثير و تأثراتى كه بر هم دارند داستان مفصلى است كه افزايش اين فروض و خروج آنها از قابليت محاسبه را تشديد مىكند.
پس از اين توضيح اجمالى درباره اصول و كليات جهانبينى اسلامى و نگرش اسلام نسبت به جهان و انسان و هدف خلقت، اكنون مىتوانيم اهميت و جايگاه اين دعاى عبادالرحمان را بهتر درك كنيم. توضيح اينكه: يكى از گامهاى بلندى كه در مسير تكامل بايد برداشت و اين آيه (وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماما) به خصوص آن را به ما الهام مىدهد، اين است كه انسان نبايد فقط به فكر خودش باشد و رسيدن به سعادت و قرب الهى را تنها
[١] نجم (٥٣)، ٩. [٢] تين (٩٥)، ٥.