رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٥ - هشدار در مورد يك آفت اخلاقى
نگردد. گويا جلسات اين قبيل افراد مركز و منبع تجمع آلودگىها و ويروسهاى مختلف فكرى و فرهنگى است و انسان بايد از كنار آن بسيار با احتياط عبور نمايد و دامانش را كاملا جمع كند تا دچار آلودگى نشود.
اينگونه تعبيرات قرآن، همگى ناظر به تأثير سوء دوستان و همنشينان ناباب و نااهل است و قرآن كريم با هشدار نسبت به اين مسأله، از مؤمنان مىخواهد كه در مورد آنْ مراقبت لازم را به عمل آورند.
در هر صورت، اين مسأله كاملا جدّى است و مجالست و مؤانست با اهل گناه، با اهل فساد، با كسانى كه سخنان بىجا مىگويند و اباطيل به هم مىبافند، در روح انسان اثر دارد و مىتواند او را به كفر و نفاق بكشاند. اين امر بهخصوص در مورد جوانان جدّىتر است، چرا كه جوان زودتر از ديگران تحت تأثير رفتار جمعى و دوستان و هم سن و سالان خود قرار مىگيرد. قرآن كريم در جايى ديگر از همين سوره فرقان، اثر دوست و همنشين ناباب و نااهل را اينگونه بيان كرده است:
وَيَوْمَ يَعَضُّ الظّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً * يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلاً * لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِي وَكانَ الشَّيْطانُ لِلإِْنْسانِ خَذُولا؛[١] و [روز قيامت] روزى است كه ستمكار دستهاى خود را مىگزد [و]مىگويد: «اى كاش با پيامبر راهى برمىگرفتم. اى واى، اى كاش فلانى را دوست [خود]نگرفته بودم. او [بود كه] مرا به گمراهى كشانيد، پس از آنكه قرآن به من رسيده بود.» و شيطان همواره خواركننده انسان بوده است.
در جدّى بودن و اهميت اين خطر همين بس كه قرآن كريم در اين آيات مورد بحث از سوره فرقان، در كنار ترك گناهان كبيرهاى همچون شرك، قتل نفس و فحشا، يكى از اوصاف سلبى عبادالرحمان را نيز عبور كريمانه از لغو ذكر مىكند. به راستى چه تناسبى است بين اين گناهان و اجتناب از همنشينى با اهل لغو، كه قرآن كريم آنها را در كنار هم ذكر كرده است؟! اين در حالى است كه حتى برخى از مصاديق اين مجالست را شايد نتوان حرام هم دانست. براى مثال، اگر كسى مطمئن باشد كه حضور و نشستنش در چنين
[١] فرقان (٢٥)، ٢٧ ـ٢٩.