رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧٤ - درخواست امامت متقين در تحليلى عميق تر
قرب الى الله حركت كند، بلكه دعا مىكند هر آنچه را كه خداوند به او عطا كرده به ديگران نيز عنايت فرمايد. حضرت ابراهيم(عليه السلام) خود به مقام تسليم كامل و مقام «أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لله»[١] و به آنجا رسيده كه مىگويد:
قُل إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيايَ وَمَماتِي للهِِ رَبِّ الْعالَمِين؛[٢] همانا نماز من و [ساير]عبادات من و زندگى و مرگ من، براى خدا، پروردگار جهانيان است.
اما او تنها به اينكه اين مقام را خود داشته باشد راضى نيست و به همراه حضرت اسماعيل(عليه السلام) از خداوند درخواست مىكنند كه فرزندان و نسل آنان نيز به چنين مقامى نايل شوند:
رَبَّنا وَاجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَك؛[٣] پروردگارا ما را تسليم خود قرار ده، و از نسل ما امتى فرمانبردار خود [پديدآر].
عبادالرحمان نيز پس از آنكه براى خودشان دعا كردند و از خداوند خواستند كه به عالىترين كمالات برسند، همسران و فرزندان خويش را نيز مد نظر دارند و براى آنان نيز از خداوند تقاضاى خير و سعادت مىكنند: رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَذُرِّيّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُن. اما به اين مقدار اكتفا نمىكنند و اهتمام و حساسيت خود را نسبت به همه كسانى كه اهل تقوا هستند نيز نشان مىدهند و خواهان آن مىشوند كه آنها را در نيل به كمالات و قرب بيشتر راهبرى نمايند: وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماما.
«متقى» در مقابل «فاجر» و «تقوا» در مقابل «فجور» قرار مىگيرد؛ همانگونه كه قرآن مىفرمايد:
أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجّار؛[٤] آيا پرهيزگاران را همچون پليدكاران قرار مىدهيم؟
«متقى» يعنى كسى كه اهل «خودپايى» است، و «فاجر» به معنى كسى است كه دريده و بىبندوبار است و قيد و بندى ندارد و تابع هوا و هوس است. شايد بهترين ترجمه براى «فجور» را در فارسى بتوانيم «بىبندوبارى» بدانيم. «فجّار» يعنى كسانى كه بىقيد و بند هستند و هرچه دلشان بخواهد انجام مىدهند و منطقشان اين است كه «هرچه پيش آيد
[١] آل عمران (٣)، ٢٠. [٢] انعام (٦)، ١٦٢. [٣] بقره (٢)، ١٢٨. [٤] ص (٣٨)، ٢٨.