رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٢ - دورنمايى از عذاب هاى جهنم
تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النّارُ وَهُمْ فِيها كالِحُونَ؛[١] شعلههاى آتش سوزان [همچون شمشير]به صورتشان نواخته مىشود، و در دوزخ چهرهاى عبوس دارند.
در دنيا اگر پوست انسان با آتش بسوزد، همان يك بار مىسوزد و تمام مىشود؛ اما در جهنم اين گونه نيست و پيوسته پوستى تازه بر بدن جهنميان مىرويد تا آنان مدام بسوزند و طعم آتش را بچشند:
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِنا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ ناراً كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ؛[٢] به زودى كسانى را كه به آيات ما كفر ورزيدهاند، در آتشى [سوزان] درآوريم؛ كه هر گاه پوستشان بريان گردد [و بسوزد]، پوستهاى ديگرى بر جايش نهيم تا عذاب را بچشند.
اين سوختن پيوسته ادامه دارد و در اثر آتش و حرارت، تشنگى آن چنان بر جهنميان غلبه مىكند كه در ميان آتش و عذاب دست به استغاثه برمىدارند و طلب آب مىكنند، اما پاسخى سوزانتر دريافت مىكنند:
وَإِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرابُ وَساءَتْ مُرْتَفَقاً؛[٣] و اگر تقاضاى آب كنند، آبى براى آنان مىآورند كه همچون فلز گداخته، صورتها را بريان مىكند.
اما تشنگى آن چنان بر آنها فشار آورده كه همين آب جوشان را نيز همچون شترى تشنه كه ساعتها در بيابان سوزان راه پيموده، با حرص و ولع مىآشامند!
فَشارِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْحَمِيمِ * فَشارِبُونَ شُرْبَ الْهِيمِ؛[٤] پس روى آن از آب جوش مى نوشيد؛ [مانند] نوشيدن شتران تشنه!
اين نوشيدنى آنها است؛ اما غذايشان چيست؟ خون و چركى مشمئزكننده:
فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هاهُنا حَمِيمٌ * وَلا طَعامٌ إِلاّ مِنْ غِسْلِين؛[٥] پس امروز او را در اينجا حمايتگرى نيست، و خوراكى جز چرك و خون ندارد.
[١] مؤمنون (٢٣)، ١٠٤. [٢] نساء (٤)، ٥٦. [٣] كهف (١٨)، ٢٩. [٤] واقعه (٥٦)، ٥٤ و ٥٥. [٥] حاقه (٦٩)، ٣٥ و ٣٦.