فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٥٣ - اصول و ضوابط برداشت از آيات
سازگارى داشته باشد استفاده مىشود البته با اين توجّه كه شأن نزول، آيه را در مفهوم خاصى منحصر نمىكند؛ و آيه را از كليت خود خارج نمىسازد.
٤. ظاهر كلمات قرآن براساس فهم عرف داراى حجيّت و قابل استناد است. دعوت قرآن از مردم براى انديشه در آيههاى خود و توصيه به آنان براى عمل به مفاد آنها، همچنين آن دسته از رواياتى كه مسلمانان را به مراجعه به قرآن و سنجش روايات بر اساس آيات [١]، دعوت مىكنند، دليل گويايى بر اين مبنا است. چنين دريافتى از قرآن، آنچنان متعارف و عقل پسند است در تمام جهان اسلام جز شمار اندكى از فرقهها- مانند اخباريان و آنان كه از كلمات قرآن تلقى نماد و سمبل دارند- بر آن تسالم دارند. اين شيوه، مبنا و اساس تفسير در دورههاى گذشته بوده و جز در پارهاى از تفسيرهاى تأويلگرايانه و باطنى گروىهاى افراطى، از آن تخطى نشده است.
٥. در اين اثر سعى بر آن است كه به همه ابعاد كار كرد زبان عربى توجّه شود و چيزى از نظر پوشيده نماند. از جمله قابليتهايى كه براساس قواعد نحو و اصول بلاغت در ادبيات عرب، وجود دارد و مىتوان از آنها به آرايهها و يا شگردهاى زبان ياد كرد، موارد زير است:
ذكر جملههاى معترضه؛ كاربرد متفاوت حروف عطف، استثناى مفرّغ، حذف مفعول و ... ترقى و اعراض از مفهومى به مفهوم ديگر؛ التفات؛ تغليب؛ صنعت قلب؛ آوردن ماضى در جاى مضارع يا به عكس؛ كنايه؛ مجاز؛ استعاره؛ تمثيل و تشبيه؛ استخدام؛ اشاره و تلميح و ديگر صنايع لفظى و معنوى.
از اين نوع فنون و صنايع ادبى، در زبان عربى آنچنان فراوان است كه مىتوان ادبيات عرب را با شكوهترين زبان براى جولان دانست. بديهى است كه به كار گرفتن هر يك از قوانين بلاغت و صنعتهاى لفظى و معنوى، چيزى بر معنا مىافزايد و يا زينتى بر آن مىآويزد.
اين گونه كاركردهاى زبانى، به مدلولها و مضمونهاى خاصى مىانجامد و توجّه به ظرافتهاى آنها، محقق را در فهم دقيقتر و عميق آيات يارى مىدهد. گفتنى است بيان احتمالهاى تفسيرى، چنانچه مبتنى بر قواعد ادبى و نحوى آيات هم باشد. لزوماً به معناى گزينش آخرين معناى آيه نيست؛ بلكه بيشتر براى توجّه به ابعاد و گستره معنايى قرآنكريم است. بسا كه همين احتمالهاى معنايى و چندگانگى در تركيب يك عبارت، راه پژوهشگر را به سوى ژرفاى قرآن بگشايد و دست او را در راه يافتن به مقصد مطلوب بگيرد. اگر چنين است. پس سزاوار آن است كه به هر يك از احتمالهاى موجود در تركيب و فهم آيات، توجّه كافى شود و به راحتى از آنها نگذريم. كوشش مؤلفان اين مجموعه، همگى بر آن بوده است كه چيزى از اين ظرايف و لطايف را فرو نگذارند و تا آنجا كه در
[١] اصول كافى، ج ١، ص ٦٩.