فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧
آنچنانی کرد ؟ ! رنگ زدن آن رنگ زدنی است که دست خلقت در متن
آفرینش زده است . میخواهد بفرماید آنچه پیغمبر ما میگوید همان اسلام
واقعی و همان فطرت واقعی است ، فطرت واقعی یعنی رنگی که خدا در متن
خلقت به روح و روان بشر زده است .
راغب میگوید : صبغه الله اشاره الی ما اوجده الله تعالی فی الناس من
العقل المتمیز به عن البهائم کالفطره . ( البته او فطرت را منحصر به عقل
دانسته است ) و کانت النصاری اذا ولد لهم ولد غمسوه فی الیوم السابع فی
ماء عمودیه مسیحیها بچهای را که متولد میشد در روز هفتم در آب عمودیه
غسل تعمید میدادند یزعمون ان ذلک صبغه فکر میکردند که این رنگ مسیحیت
به او زدن است . فقال تعالی له ذلک : و من احسن من الله صبغه هیچکس از
خدا بهتر نمیتواند رنگ بزند ، یعنی رنگ ، رنگی است که خدا زده است .
در حدیث است : « الدین الحنیف و الفطره و صبغه الله و التعریف فی
المیثاق » [١] دین حنیف یا دین فطری و یا صبغه الله همان است که خدا
در میثاق یعنی در پیمانی که خدا با روح بشر بسته است بشر را با آن آشنا
کرده است ، که اشاره است به آن مطلبی که از آن تعبیر به " عالم ذر "
میکنند که قهرا مسأله عالم ذر باید در اینجا مطرح شود که مفهوم و معنایش
چیست ؟ آیا واقعا انسانها قبلا در همین عالم ماده و طبیعت به صورت
حیوانات کوچکی بودند و بعد به چنین [ صورتی درآمدند ؟ ] یا یک معنای
دقیقتری دارد که حتما معنای دقیقتری دارد .
[١] بحارالانوار ، چاپ جدید ، ج ٣ ، باب / ١١ ص ٢٧٦ ، نقل از معانی الاخبار .