فطرت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٢
قهرا ارزشهای انسانی هم ثابت نیست ) و به تبع نظام اجتماعی ، او را متکامل میدانیم . از این رو انسان در هر دوره ، ارزشهای اخلاقی مختص به آن دوره را دارد که میتوان به آن متکی بود . اخلاق فئودالی با اخلاق کمونیستی فرق میکند اما طبقه پرولتاریا در یک مرحله مشخص تاریخی میتواند از یک مجموعه ارزشهای اخلاقی کمونیستی دم بزند . پس تناقضی وجود ندارد و قبول ارزشهای اخلاقی متحول ، قبول فطریات و غیر ماده را ضروری نمیکند . سؤال و بحث خوبی است که باید دنبالش را بگیریم . سخن اول این است که انسان یک موجود متحول است ، پس ارزشهای انسانی هم یک سلسله ارزشهای متحول است ، و به عبارت دیگر چون انسان ثابت نیست پس ارزشها هم قهرا ثابت نیست . این یک مطلب . مطلب دیگر این است که حال که [ انسان و ارزشهای انسانی ] ثابت نیست و متغیر است ، متکامل هم هست ، و بعد بگوییم ملاک تکامل چیست ؟ در این باره جداگانه باید بحث کنیم . بعد میگویند : از این رو انسان در هر دوره ، ارزشهای اخلاقی مختص به آن دوره را دارد که میتوان به آن متکی بود . اخلاق فئودالی با اخلاق کمونیستی فرق میکند . . . در اینجا روی دو جهت تکیه شده است و یک مقدار هم شاید خلط مبحث شده باشد . یک مسأله اینکه ارزشهای انسانی ثابت نیست و متغیر است . این همان مسأله نسبیت اخلاق است ، یعنی در میان ارزشهای انسانی ، آن قسمت که مربوط به اخلاق