دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٣
٥ / ٤
شعـر
٣٠١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : برخى از گفتارها سِحر ، و برخى از اشعار ، حكمت اند .
٣٠٢.السنن الكبرى ـ به نقل از عبد الرحمان بن كعب بن مالك ـ :پدرم به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : خداوند عز و جل در باره شعر ، آن چيزى را كه [لازم بوده ]فرو بفرستد ، فرو فرستاده است ؟ فرمود : «مؤمن ، با شمشير و زبانش جهاد مى كند . سوگند به آن كه جانم به دست اوست ، شعرى كه با آن ، با آنان مبارزه مى كنيد ، مانند تيرى است كه به سوى آنان مى افكنيد» .
٣٠٣.المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از بَراء بن عازب ـ :به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله خبر داده شد و به ايشان گفته شد كه : اى پيامبر خدا ! ابو سفيان بن حارث بن عبد المطّلب ، شما را دشنام مى دهد . ابن رواحه گفت : اى پيامبر خدا ! در باره او به من اجازه بده [كه هَجوَش را بسُرايم] . [پيامبر صلى الله عليه و آله ] فرمود : «آيا تو گفته اى : ثبّت اللّه ! (خداوند ، پايدار نگاه دارد !) ؟» . ابن رواحه گفت : آرى ، اى پيامبر خدا ! چنين گفتم : خداوند، نيكويى اى را كه به تو عطا كرده ، ثابت و پايدار نگاه دارد چنان كه به موسى ثبات بخشيد و به سان آنان كه يارى شدند ، يارى نصيب شما گردد . [پيامبر صلى الله عليه و آله ] فرمود : «هان ! خداوند نيز به سان آن ، به تو خير رسانَد» . آن گاه ، كعب ، گام پيش گذاشت و گفت : اى پيامبر خدا ! در باره او به من اجازه بده [كه هَجوَش را بسُرايم] ! [پيامبر صلى الله عليه و آله ] فرمود : «آيا تو گفته اى : هَمَّت (خواست) ؟» . كعب گفت : آرى ، اى پيامبر خدا ! گفتم : قريش خواست بر پروردگارش چيره شود و هر كس بخواهد بر خداى قاهر چيره گردد ، قطعا خود ، مغلوب خواهد شد . [پيامبر صلى الله عليه و آله ] فرمود : «بدان كه خداوند ، اين گفتار را براى تو از ياد نبرده است» .