دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٨٩
بنابراين، عقل هرگز در برابر دين نيست و رقيب و ضدّ آن به شمار نمىآيد، بلكه عقل به عنوان يك منبع مستقل كشف احكام الهى در كنار نقل يعنى كتاب و سنت مطرح است كه مجموعه «عقل و نقل» را دين گويند. در تبيين بيشتر نقش و جايگاه عقل در دين بايد گفت، برخى از معرفتهاى دينى مانند اثبات وجود خدا و برخى صفات جمال و جلال او، ضرورت پذيرش اصيل دين، دلالت معجزه بر راستگويى پيامبر (ص) و غير آن از جمله معارف اسلامى است كه جز از طريق عقل ناب قابل اثبات نيستند و اگر دين در زمينههاى مزبور سخنى دارد در واقع ارشاد به حكم عقل است.
همچنين در باب مستقلات و ملازمات عقليه نيز عقل نقش معرفتى تعيين كنندهاى دارد و حجت شرعى محسوب مىشود. نيز در باب تربيت و اخلاق، عقل يارى رساننده دين بوده و احكام آن مورد تأييد دين وحيانى و بلكه خود به عنوان دين عقلانى مطرح مىباشد. در باب احكام و فروعات فقهى، اعم از عبادى، تجارى، قضايى و به ويژه در تشخيص موضوعات احكام، نقش عقل در شكلهاى مختلف از قبيل: سيره عقلا، بناء عقلا، نظر عرف و خبرگان هر فن و مانند آن كاربردهاى فراوانى دارد؛ هر چند در فهم ملاكات احكام شرعى به ويژه در باب عبادات و نيز در تشخيص مصاديق حسن و قبح نقش معرفتى عقل محدود بوده و احكام عقلى گسترده و فراگيرى نيست. چون اينها در حوزه عمل مستقل عقل نبوده و از توان تشخيص و فهم عقل بيرون است، بلكه در قلمرو شريعت وحيانى (قرآن و سنت) است.
پس روشن شد كه دين، مجموعه رهاورد عقل و نقل است و عقل نه تنها در برابر دين قرار نمىگيرد و رقيب آن نيست، بلكه پيوسته رهنمود عقل، همتاى هدايت نقل و جزو احكام، مسائل و قضاياى دينى تلقى و معتبر شمرده مىشود؛ يعنى همان طور كه بعضى از كارها طبق متون نقلى يا واجب است يا حرام و بعضى ديگر يا مقدمه واجب است يا مقدمه حرام، همين طور بعضى از كارها بر اساس حكم عقل يا واجب است يا مقدمه واجب و يا حرام است يا مقدمه حرام.
رازش اين است كه اصل دين، همان اراده خداوند است كه گاهى به وسيله عقل به عنوان رسول و حجت باطنى مكشوف مىشود و زمانى به توسط نقل (: رهاورد انبيا) به عنوان رسول ظاهرى و گاهى هم به وسيله هر دو، به طور استقلال يا انضمام. «١»