دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٥٦
فصل پنجم: انتظار بشر از دين از مباحث مهم دين پژوهى، مسأله «انتظار بشر از دين» است؛ بدين معنى كه بشر چه انتظارات و خواستههايى از دين دارد و چه انتظارات و خواستههايى از دين مىتواند داشته باشد؟ پاسخ چه پرسشهايى را بايد با رجوع به دين به دست آورد؟ آيا دين توان برآوردن همه انتظارات و خواستههاى انسان را دارد و پاسخگوى همه نيازهاى جسمى و روحى مربوط به زندگى مادى و معنوى انسان است يا فقط مىتواند بخشى از انتظارات و نيازهاى انسان را برآورده سازد و بخش ديگر و- مهمتر، بنابر ادعاى برخى افراد- به عقل و علم بشرى واگذار شده و بايد با رجوع به آنها برآورده ساخت؟ و پرسشهاى ديگر.
در آغاز بايد ديد مفهوم انتظار چيست و بر چند قسم بوده و كدام قسم آن در اينجا كاربرد دارد؟
مفهوم انتظار و اقسام آن انتظار، گاهى به معناى احتياج و نياز و گاهى به معناى توقع است. انتظار به معناى احتياج، پيش از پذيرش دين و دين باورى است، بر اين اساس، مىگوييم: انسان نيازهايى دارد و براى برآورده ساختن آنها به دين مراجعه مىكند و به آن مىگرود. ولى انتظار به معناى توقّع، پس از پذيرش دين است كه انسان، پس از پذيرفتن دين، چه توقع يا توقعاتى از دين مىتواند داشته باشد؟ و دين كدام اميد و آرزوى او را بر آورده مىسازد؟
انتظار دو قسم است: انتظار صادق، بجا و حق و انتظار كاذب، نابجا و باطل؛ همان گونه كه تشنگى بر دو قسم است: تشنگى صادق و كاذب.
انتظار صادق، آن سرى انتظاراتى است كه عقل و فطرت پاك انسانى آن را اقتضا مىكند و با واقعيت وجودى و اقتضاى ذاتى انسان هماهنگ و سازگار است؛ مانند انتظار