دين پژوهى

دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٣٨

اينك به دلايل اثبات وحدت و ثبات دين حق مى‌پردازيم.
دلايل اثبات وحدت و ثبات دين حق‌ ١- دليل عقلى‌ دليل عقلى بر اثبات وحدت و ثبات دين حق به چند گونه قابل تقرير است كه در اين جا به ذكر يك تقرير آن بسنده مى‌كنيم:
دين براى تربيت انسان است و در جاى خود ثابت شده كه انسان، حقيقت واحد است. از اين رو، دينى كه براى تربيت انسان است، بايد واحد باشد. توضيح آن كه انسان‌شناسى با دين‌شناسى ارتباط تنگاتنگى دارد، به گونه‌اى كه اگر انسان دقيق شناخته شود، دين نيز به شكل صحيح شناخته مى‌شود؛ بر اين اساس اگر ثابت شود كه انسانها در همه زمانها و مكانها، داراى فطرت الهى ثابت و يكسانى مى‌باشند، و اين حقيقت و فطرت ثابت، در شرايط زمانى و مكانى مختلف تغييرى نكرده و نخواهد كرد و تنها بدن خاكى و طبيعى‌اش دگرگون خواهد شد.
به تناسب آن، دين نيز چون به فطرت و حقيقت ثابت و يكسان انسان مربوط است، بايد ثابت و واحد باشد و در نتيجه، اصول دين بايد همواره ثابت و يكسان باشد؛ گرچه فروع دين- كه از آن به منهاج و شريعت تعبير مى‌شود- متغير مى‌باشد تا نيازهاى متغير انسان‌ها را در اعصار مختلف پاسخ دهد و برآورده سازد.
با توجه به اين كه بر پايه برهان عقلى و شواهد نقلى از قرآن و روايات، انسانها در همه شرايط داراى حقيقتى واحد به نام «روح» هستند دين يعنى اصول كلى دين، اخلاق و معارفى نيز كه به اين حقيقت واحد بر مى‌گردد، بايد واحد و ثابت باشد. از اين رو، روح واحد و فطرت يكسان، جز دين واحد نخواهد داشت. بنابراين، پلوراليسم دينى به اين معنا كه مردم عصر واحد يا عصرهاى گوناگون در عين داشتن روح و فطرت واحد و يكسان، دينهاى گوناگونى داشته باشند كه همان اصول اعتقادى و خطوط كلى اخلاق و حقوق اصيل انسانى باشد، باطل است. اين ادعاى پلوراليستى، مستلزم كثير شدن واحد در عين واحد بودن و به عكس، موجب واحد شدن كثير در عين كثرت است، كه هر دو شكل آن محال عقلى است؛ و محال بودن اين دو قضيه، موجب بطلان پلوراليسم دينى است.