دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٢٨
فَاذا رَكِبُوا فِى الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدّينَ فَلَمَّا نَجَّهُمْ الَى الْبَرِّ اذا هُمْ يُشْرِكُونَ (عنكبوت: ٦٥)
هنگامى كه سوار بر كشتى شوند خدا را با اخلاص مىخوانند (و غير او را فراموش مىكنند) ولى هنگامى كه خدا آنها را به خشكى رسانيد و نجات داد باز مشرك مىشوند! «١» فطرت، مهمترين و اصلىترين منشأ دين دلايل و قراين قطعى گواهى مىدهد كه اصلىترين منشأ دين، فطرت پاك انسانى است. «٢» و انسان، به مقتضاى فطرت سليم دين را سيراب كننده روح تشنه خود و رمز ماندگارى و نيل به حيات جاودانى مىداند.
ممكن است بپرسيد: منظور از «فطرى بودن منشأ دين» چيست؟
در پاسخ مىگوييم: گاهى دين را به عنوان رهاورد وحى توسط پيامبران الهى مىنگريم.
روشن است كه در اين نگرش، منشأ دين، وحى خواهد بود. ولى گاهى نيز همين دين وحيانى مورد سؤال قرار مىگيرد كه آيا همان گونه كه برخى ادعا كردهاند دين خواهى نيز مانند خيلى چيزهاى ديگر صرف خواهش ظاهرى انسان است و خاستگاه درونى ندارد و مطلوب فطرى و عقلى او نيست يا اين كه دين خواهى با خواستن چيزهاى ديگر غير اصيل فرق دارد از خاستگاه درونى برخودار است و ريشه در اعماق وجود آدمى دارد و با فطرت او سرشته است، به طورى كه جايگزين ندارد و انسان نمىتواند از آن صرف نظر كرده به چيزهاى ديگر غير آن روى آورد؟
مراد از فطرى بودن دين و خاستگاه فطرى آن، همين مفهوم اخير است؛ يعنى دين اصيل و با خاستگاه وحيانى و آسمانى آن، مطلوب درونى و فطرى انسان و محبوب حقيقى